قرار الهی

منبر،سخنرانی،دروس حوزه، مقالات اسلامی،روضه و..

قرار الهی

منبر،سخنرانی،دروس حوزه، مقالات اسلامی،روضه و..

پیوندهای روزانه
پیوندها

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۴ ثبت شده است

زندگی نامه امام خامنه ای

رهبر انقلاب

نگاهی گذرا به زندگینامه‌ی حضرت آیت‌الله‌العظمی سید علی حسینی خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی ایران

 

سید على حسینی خامنه‌اى فرزند مرحوم حجت‌الاسلام‌والمسلمین حاج سید جواد حسینى خامنه‌اى، در فروردین‌ماه سال ۱۳۱۸ شمسی برابر با ۱۳۵۸ قمرى در مشهد مقدس چشم به دنیا گشود.

او دومین پسر خانواده بود و زندگى مرحوم سید جواد خامنه‌اى هم مانند بیشتر روحانیون و مدرسان علوم دینى، بسیار ساده: «پدرم روحانى معروفى بود، اما خیلى پارسا و گوشه‌گیر [...] زندگى ما به‌سختى مى‌گذشت.

من یادم هست شب‌هایى اتفاق مى‌افتاد که در منزل ما شام نبود. مادرم با زحمت براى ما شام تهیه مى‌کرد. [...] آن شام هم نان و کشمش بود.» خانه‌ی ما در خیابان خسروی نو بود.


خانه‌اى که خانواده‌ی سید جواد در آن زندگى مى‌کردند در یکی از محله‌های فقیرنشین مشهد بود: «منزل پدرى من که در آن متولد شده‌ام، تا چهار پنج سالگى من، یک خانه‌ی ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محله‌ی فقیرنشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیرزمین تاریک و خفه‌اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى‌آمد -و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت- همه‌ی ما باید به زیرزمین مى‌رفتیم تا مهمان برود. بعد عده‌اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم».

 

رهبر انقلاب از دوران کودکى در خانواده‌اى فقیر اما روحانى پرورش یافتند و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگشان سید محمد برای یادگیری الفبا و قرآن مجید، به مکتب‌خانه رفتند و پس از آن در مدرسه‌ی تازه‌تأسیس اسلامى «دارالتعلیم دیانتى» ثبت نام کردند و دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

 

الف. زندگی علمی - طلبگی


سیدعلی از دوازده سالگی و با رفتن به مدرسه‌ی علمیه‌ی سلیمان‌خان و سپس نواب مشهد، پس از آموختن مقدمات علوم حوزوی، فراگیری دروس سطح همچون معالم، قوانین، شرح لمعه، رسائل، مکاسب و کفایه را از اساتیدی همچون حضرات آیات میرزا احمد مدرس یزدی، حاج شیخ هاشم قزوینی و سید جلیل حسینی سیستانی ادامه داد. اما آن استادی که سیدعلی نوجوان از او استفاده‌های فراوانی در دروس سطح برد،

کسی جز پدرش نبود؛ یعنی مرحوم آیت‌الله سید جواد خامنه‌ای که از آیات عظامی همچون نائینی و آقا سید ابوالحسن اصفهانی اجازه‌ی اجتهاد داشت.

 

* ۱۳۳۴


شانزده سالگی سنی بود که آقاسیدعلی حضور در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی سید محمدهادی میلانی را آغاز کرد. ایشان همزمان در جلسات مرحوم حاج میرزاجوادآقا تهرانی نیز شرکت می‌کرد. مباحث این جلسات بیشتر به نقد و رد کتاب فلسفه‌ی منظومه‌ی ملاهادی سبزواری می‌گذشت. علاوه بر این و به دلیل علاقه‌ی آقاسیدعلی به فلسفه و به سبب جوّ ضد فلسفه‌ی آن روزهای مشهد، او ناگزیر بود که در درس مرحوم آقا شیخ رضا ایسی- از اساتید فلسفه‌ی مورد وثوق حضرت آیت‌الله میلانی- به صورت پنهانی و خصوصی شرکت کند.

 

* ۱۳۳۶


هجدهمین سال زندگیِ آقاسیدعلی مقارن شد با عزم او برای حضور در نجف اشرف به قصد زیارت حرم امیرالمؤمنین علیه‌السلام و درک کردن محضر و دروس بزرگان نجف. سیدعلی پس از حضوری کوتاه در این حوزه، درس اساتیدی همچون آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم را بیشتر پسندید و تصمیم گرفت که اگر پدرشان اجازه‌ داد، در نجف بماند و به درس آن اساتید برود. به پدر نامه نوشت و از او برای ماندن و ادامه‌ی تحصیل در نجف اجازه خواست. پاسخ منفی شنید و لذا به امر پدر به مشهد بازگشت.


مشهد؛ سال ۱۳۳۶


پس از برگشتن به مشهد و ادامه‌ی ارتباط با طلابی که از قم برای زیارت حضرت علی بن موسی‌الرضا علیه‌السلام می‌آمدند، سید جوان مصمم شد برای رفتن به حوزه‌ی قم. در آن هنگام هدایت حوزه‌ی قم را آیت‌الله‌العظمی بروجردی زعامت می‌کرد و این حوزه به سوی شکوفایی و مرکزیت علمی می‌رفت. پدر آقاسیدعلی اما که راهنما و مشاور اصلی او بود، با ترک مشهد موافقت نکرد و این مخالفت ادامه یافت تا یک سال بعد.

 

* ۱۳۳۷


با شروع سال تحصیلی جدید حوزه، آقا سیدجواد خامنه‌ای رضایت داد که فرزند فاضلش به قم هجرت کند. آقاسیدعلی به قم رفت و در مدرسه‌ی علمیه‌ی حجتیه مستقر شد. برادر بزرگترش سیدمحمد هم در آن‌جا طلبه بود. بانی ساخت این مدرسه‌ی علمیه -که از دیگر مدارس آن زمانِ قم تازه‌سازتر بود- آیت‌الله‌العظمی حجت کوه‌کمره‌ای بود و طرح معماری آن را علامه سید محمدحسین طباطبایی داده بود.

آقاسیدعلی که به‌زودی در بین هم‌مباحثه‌هایش به کثرت مطالعه و اشتغال درسی شهره شد. از آغاز ورودش به قم در درس خارج فقه حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی شرکت کرد. از همان ابتدا در دروس حاج‌آقا روح‌الله هم (حضرت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه) نیز حضور یافت.

از برکات حضور در این درس آقای بروجردی، نکات مهم رجالی بود که استاد در آن بسیار متبحّر بود. تقریرات درس خارج فقه و اصول مرحوم امام و مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی هنوز نزد آیت‌الله خامنه‌ای باقی است؛ هرچند که ساواک بسیاری از آنها را در دوران مبارزه از بین برد.

 

* ۱۳۴۰

 

در فروردین این سال حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی به لقاء حضرت حق شتافت و مرجعیت امام خمینی رضوان‌الله‌علیه مطرح شد.

سخنرانی‌های انتقادی امام و اعتراض‌های تند ایشان علیه اقدامات رژیم و شخص پهلوی دوم، پایه‌های قیام اسلامی در قم و زمینه‌های شکل‌گیری مبارزات را پی ‌ریخت. شاگردان ایشان نیز هریک در سنگری به تبلیغ و روشنگری ‌پرداختند و به دنبال تحکیم قیام و تثبیت مرجعیت و زعامت امام بودند.


*
۱۳۴۲


پس از حادثه‌ی یورش عوامل پهلوی به مدرسه‌ی فیضیه و با اوج‌گیری مبارزات طلاب و مردم متدین علیه رژیم، امام خمینی را دستگیر کردند و به تبعید فرستادند. پس از تبعید امام، شاگردان ایشان مبارزات را در قم و دیگر شهرها ادامه دادند. روش مبارزاتی امام سبب شده بود تا آقاسیدعلی که تحت تأثیر شخصیت انقلابی شهید نواب صفوی نیز بود- به انجام وظیفه‌ی روشنگری در مبارزات بپردازد. لذا ساواک دو بار او را دستگیر کرد. در همین سال امام خمینی او را به عنوان نماینده‌ی خود و برای ابلاغ پیام درباره‌ی مبارزه با رژیم شاه، نزد آیت‌الله‌العظمی میلانی در مشهد فرستادند. همه‌ی این‌ها در کنار فضای گرم درس و بحث و مباحثات علمی بود.

*۱۳۴۳
در این سال آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای که در مشهد ساکن بود، بینایی خود را از دست داد. این بدترین خبر برای آقاسیدعلی بود که می‌خواست در قم بماند. او با وجود اصرار اساتید خود بر ماندنش در قم و از جمله اصرار آیت‌الله حاج شیخ مرتضی حائری یزدی –فرزند آیت‌الله‌العظمی حائری مؤسس قصد عزیمت به مشهد مقدس کرد. در مدت تحصیل در قم، به غیر از امام خمینی و مرحوم آقای بروجردی، حضرات آیات شیخ مرتضی حائری در فقه و اصول و علامه سیدمحمدحسین طباطبایی در فلسفه، از دیگر اساتید آقاسیدعلی خامنه‌ای بودند. همچنین آقایان شیخ محمد حسین بهجتی شفق، حجت‌الاسلام محمدجواد حجتی کرمانی، حجت‌الاسلام سید جعفر شبیری زنجانی، آیت‌الله حاج شیخ مهدی باقری کنی و آیت‌الله ربانی املشی از هم‌مباحثه‌های نزدیک او به شمار می‌رفتند.



*
۱۳۴۴
پس از بازگشت به مشهد مقدس، پدر که از اساتید اصلی او در سال‌های طلبگی بود، دیگر نابینا شده و از نعمت مطالعه محروم بود و آقاسیدعلی چشمان پدرش شد! او هر روز و در زمانی مشخص، چند ساعت برای پدر کتاب می‌خواند و همان متون را با او مباحثه می‌کرد.


تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، آغاز تدریس تفسیر قرآن کریم و حضور مجدد در درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی میلانی -علیرغم اختلاف سلیقه در مبارزات سیاسی- بخشی از فعالیت‌های علمی روحانی ۲۶ ساله‌ی ساکن خیابان خسروی نو در مشهد مقدس بود.

* ۱۳۴۷-۱۳۵۷

مدرسه‌ی علمیه‌ی میرزا جعفر مشهد، شاهد جلسات تفسیر قرآن کریم بود که به‌سرعت مورد استقبال طلاب قرار گرفت. «تفسیرِ فعّال قرآن»

که سیدعلی خامنه‌ای آن را تدریس می‌کرد، شیوه‌ی جدید و خاصی از تفسیر کلام‌الله مجید بود و طلاب را روزبه‌روز به بهره‌گیری از آموزه‌های قرآن ترغیب می‌کرد. این جلسات به دلیل استقبال زیاد و مباحث مبارزاتی مطرح‌شده در کنار تدریس رسائل و مکاسب و کفایه، با ممانعت‌های مکرر عوامل رژیم پهلوی مواجه شد. این اتفاق باعث شد تا این دروس از مسجد امام حسن مجتبی علیه‌السلام به مسجد کرامت و پس از آن به مساجد رضایی، قبله و... منتقل شود. این جلسات که دیگر به محل حضور دانشجویان نیز تبدیل شده بود، به دلیل بازداشت آیت‌الله خامنه‌ای بارها متوقف و دوباره برگزار می‌شد تا این‌که در سال ۱۳۵۶ به دلیل تبعید آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر، تعطیل شد.

ممنوع‌الخروج شدن از کشور به دلیل مبارزات انقلابی در مشهد، دستگیری‌های پیاپی و فعالیت‌های سیاسی باعث شد تا سیدعلی حسینی خامنه‌ای نتواند برای ارتباط‌گیری از نزدیک با امام خمینی به نجف اشرف برود، اما ماندن در مشهد و پرکردن خلأ فکری و ایدئولوژیک که پیش از این برای جریان مبارزه وجود داشت، موجب شد تا جلسات مستمر با شهید مرتضی مطهری پیگیری شود و محصول آن جلسات «تدوین ایدئولوژی اسلامی» باشد.



*
۱۳۶۹ تا امروز


از سال ۱۳۶۹ شمسی، درس خارج فقه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای آغاز شده و تا کنون ادامه دارد. جهاد، موسیقی، غیبت، قصاص و... از مباحثی است که تا کنون در درس خارج ایشان تدریس شده است.

ب. مبارزات سیاسى


آیت‌الله خامنه‌اى به گفته‌ی خودشان «از شاگردان فقهى، اصولى، سیاسى و انقلابى امام خمینى قدّس‌سرّه» هستند و نخستین جرقه‌هاى سیاسى و مبارزاتى ایشان و دشمنى با طاغوت را مجاهد بزرگ و شهید راه اسلام شهید «سید مجتبى نواب صفوى» در ذهن ایشان زده است؛ هنگامی که نواب صفوى با عده‌اى از فداییان اسلام در سال ۱۳۳۱ به مشهد رفتند و در مدرسه‌ی سلیمان‌خان، سخنرانى پرهیجان و بیدارکننده‌اى در موضوع احیاى اسلام و حاکمیت احکام الهى و نیز فریب و نیرنگ شاه و انگلیس و دروغگویى آنان به ملت ایران، ایراد کردند.


« همان وقت جرقه‌هاى انگیزش انقلاب اسلامى به وسیله‌ی نواب صفوى در من به وجود آمده و هیچ شکى ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد ».

* همراه با نهضت حضرت امام خمینى قدّس‌سرّه


آیت‌الله خامنه‌اى از سال ۱۳۴۱ که در قم حضور داشتند و از زمانی که حرکت انقلابى و اعتراض‌آمیز امام خمینى علیه سیاست‌هاى ضد اسلامى و آمریکاپسند محمدرضا شاه پهلوى آغاز شد، وارد میدان مبارزات سیاسى شدند و شانزده سال تمام با وجود فراز و نشیب‌هاى فراوان و شکنجه‌ها و تعبیدها و زندان‌ها مبارزه کردند و در این مسیر از هیچ خطرى نترسیدند.


نخستین بار در محرم سال ۱۳۸۳ ﻫ.ق از سوى امام خمینى قدّس‌سرّه مأموریت یافتند که پیام ایشان را به آیت‌الله‌العظمی میلانى و علماى

خراسان در خصوص چگونگى برنامه‌هاى تبلیغاتى روحانیون در ماه محرم و افشاگرى علیه سیاست‌هاى آمریکایى شاه و اوضاع ایران و حوادث قم برسانند. ایشان این مأموریت را انجام دادند و خود نیز براى تبلیغ، عازم شهر بیرجند شدند و در راستاى پیام امام خمینى، به تبلیغ و افشاگرى علیه رژیم پهلوى و آمریکا پرداختند. به این خاطر در ۹ محرم «۱۲ خرداد ۱۳۴۲» دستگیر و یک شب بازداشت شدند و فرداى آن با این شرط آزاد شدند ‌که منبر نروند و تحت نظر باشند. با پیش آمدن حادثه‌ی خونین ۱۵خرداد، باز هم ایشان را از بیرجند به مشهد آوردند، تحویل بازداشتگاه نظامى دادند و ده روز در آن‌جا با سخت‌ترین شرایط و شکنجه و آزارها زندانى شدند.

* دومین بازداشت


در بهمن ۱۳۴۲ -رمضان ۱۳۸۳ ﻫ.ق- آیت‌الله خامنه‌اى با عده‌اى از دوستانشان بر اساس برنامه‌ی حساب‌شده‌اى به مقصد کرمان حرکت کردند. پس از دو سه روز توقف در کرمان و سخنرانى و منبر و دیدار با علما و طلاب آن شهر عازم زاهدان شدند. سخنرانى‌ها و افشاگرى‌هاى پرشور ایشان و به‌ ویژه در ایام ششم بهمن -سالگرد انتخابات و رفراندوم رژیم شاه- مورد استقبال مردم قرار گرفت. در روز پانزدهم رمضان که مصادف با میلاد امام حسن علیه‌السلام بود، صراحت و شجاعت و شور انقلابى ایشان در افشاگرى سیاست‌هاى شیطانى و آمریکایى رژیم پهلوى، به اوج رسید و ساواک شبانه ایشان را دستگیر و با هواپیما روانه‌ی تهران کرد. رهبر بزرگوار، حدود دو ماه در زندان قزل‌قلعه -به صورت انفرادى- زندانى شدند و انواع اهانت‌ها و شکنجه‌ها را تحمل کردند.

* سومین و چهارمین بازداشت

کلاس‌هاى تفسیر و حدیث و اندیشه‌ی اسلامى ایشان در مشهد و تهران با استقبال کم‌نظیر جوانان پرشور و انقلابى مواجه شد. همین فعالیت‌ها سبب عصبانیت ساواک شد و ایشان را مورد تعقیب قرار دادند. به این خاطر در سال ۱۳۴۵ در تهران مخفیانه زندگى مى‌کردند و یک سال بعد -۱۳۴۶- دستگیر و محبوس شدند.

همین فعالیت‌هاى علمى و برگزارى جلسات و تدریس و روشنگرى عالمانه و مصلحانه بود که موجب شد آن بزرگوار بار دیگر توسط ساواک جهنمى پهلوى در سال ۱۳۴۹ نیز دستگیر و زندانى کردند.

* پنجمین بازداشت

حضرت آیت‌الله خامنه‌اى درباره‌ی پنجمین بازداشت خویش توسط ساواک مى‌نویسد:


« از سال ۴۸ زمینه‌ی حرکت مسلحانه در ایران محسوس بود. حساسیت و شدت عمل دستگاه‌هاى جارى رژیم پیشین نیز نسبت به من -که به

قرائن دریافته بودند چنین جریانى نمى‌تواند با افرادى از قبیل من در ارتباط نباشد- افزایش یافت. سال ۵۰ مجدداً و براى پنجمین بار به زندان افتادم.

برخوردهاى خشونت‌آمیز ساواک در زندان آشکارا نشان مى‌داد که دستگاه از پیوستن جریان‌هاى مبارزه مسلحانه به کانون‌هاى تفکر اسلامى به ‌شدت بیمناک است و نمى‌تواند بپذیرد که فعالیت‌هاى فکرى و تبلیغاتى من در مشهد و تهران از آن جریان‌ها بیگانه و به کنار است پس از آزادى، دایره‌ی درس‌هاى عمومى تفسیر و کلاس‌هاى مخفى ایدئولوژى و... گسترش بیشترى پیدا کرد ».

 

* بازداشت ششم

در بین سال‌هاى ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۳ درس‌هاى تفسیر و ایدئولوژى آیت‌الله خامنه‌اى در سه مسجد «کرامت»، «امام حسن علیه‌السلام» و «میرزا جعفر» مشهد مقدس تشکیل می‌شد و هزاران نفر از مردم مشتاق به‌ویژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلاب انقلابى و معتقد را به این سه مرکز مى‌کشاند و با تفکرات اصیل اسلامى آشنا مى‌ساخت. درس نهج‌البلاغـه‌ی ایشان از شور و حال دیگـرى برخوردار بود و در جزوه‌هاى پلى ‌کپى‌ شده تحت عنوان: «پرتوى از نهج‌البلاغه» تکثیر و دست به دست مى‌گشت. طلاب جوان و انقلابى که درس حقیقت و مبارزه را از محضر ایشان مى‌آموختند، با عزیمت به شهرهاى دور و نزدیکِ ایران، افکار مردم را با آن حقایق نورانى آشنا و زمینه را براى انقلاب بزرگ اسلامى آماده مى‌ساختند.

این فعالیت‌ها موجب شد که در دى ماه ۱۳۵۳ ساواک بى‌رحمانه به خانه‌ی آیت‌الله خامنه‌اى در مشهد هجوم ببرد و ایشان را دستگیر و بسیارى از یادداشت‌ها و نوشته‌های ایشان را ضبط کنند. این ششمین و سخت‌ترین بازداشت ایشان بود و تا پاییز ۱۳۵۴ در زندان کمیته‌ی مشترک تهران زندانی بودند.

در این مدت در سلولى با سخت‌ترین شرایط نگهداشته شدند. سختى‌هایى که ایشان در این بازداشت تحمل کردند، به تعبیر خودشان «فقط براى آنان که آن شرایط را دیده‌اند» قابل فهم است.

پس از آزادى از زندان، به مشهد مقدس برگشتند. باز هم همان برنامه و تلاش‌هاى علمى و تحقیقى و انقلابى ادامه داشت. البته دیگر امکان تشکیل کلاس‌هاى سابق را به ایشان ندادند.

* در تبعید

رژیم پهلوى در اواخر سال ۱۳۵۶، آیت‌الله خامنه‌اى را مجدداً دستگیر و براى مدت سه سال به شهر ایرانشهر تبعید کرد. البته در اواسط سال ۱۳۵۷ و در پی اوج‌گیرى مبارزات مردم مسلمان و انقلابى ایران، ایشان از تبعیدگاه آزاد شدند و به مشهد مقدس بازگشتند و در صفوف مقدم مبارزات مردمى علیه رژیم پهلوى قرار گرفتند. پس از پانزده سال مبارزه‌ی مردانه و مجاهدت و مقاومت در راه خدا و تحمل آن‌همه سختى و تلخى، ثمره‌ی شیرین قیام و مقاومت و مبارزه؛ یعنى پیروزى انقلاب کبیر اسلامى ایران و سقوط خفّت‌بار حکومتِ سراسر ننگ و ظالمانه‌ی پهلوى و برقرارى حاکمیت اسلام در این سرزمین را دیدند.

 در آستانه‌ی پیروزى

در آستانه‌ی پیروزى انقلاب اسلامى و پیش از بازگشت امام خمینى از پاریس به تهران، «شوراى انقلاب اسلامى» با شرکت افراد و شخصیت‌هاى مبارزى همچون شهید مطهرى، شهید بهشتى، هاشمى رفسنجانى و ... در ایران تشکیل گردید. آیت‌الله خامنه‌اى نیز به فرمان امام بزرگوار به عضویت این شورا درآمدند. پیام امام توسط شهید مطهرى به ایشان ابلاغ گردید و با دریافت پیام رهبر کبیر انقلاب، از مشهد به تهران آمدند.

 

آیت‌الله خامنه‌اى پس از پیروزى انقلاب اسلامى نیز همچنان پرشور و پرتلاش به فعالیت‌هاى ارزشمند اسلامى و در جهت نزدیک‌تر شدن به اهداف انقلاب اسلامى پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بى‌نظیر و بسیار مهم بودند که در این مختصر فقط به ذکر رئوس آنها مى‌پردازیم:

 

* پایه‌گذارى «حزب جمهورى اسلامى» با همکارى و همفکرى علماى مبارز و هم‌رزم خود: شهید بهشتى، شهید باهنر، حجت‌الاسلام

والمسلمین هاشمى رفسنجانى و... دراسفندماه ۱۳۵۷

 

* معاونت وزارت دفاع در سال ۱۳۵۸

* سرپرستى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۸

* امام جمعه‌ی تهران، ۱۳۵۹

* نمایندگی امام خمینی قدّس‌سرّه در شوراى عالى دفاع، ۱۳۵۹

* نمایندگی مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى، ۱۳۵۸

* حضور در جبهه‌هاى دفاع مقدس.

 از سال ۱۳۵۹ و با شروع جنگ تحمیلى عراق علیه ایران و تجاوز ارتش متجاوز صدام به مرزهاى ایران. این حضور تا پایان جنگ در سال ۱۳۶۷ ادامه داشت.

* ترور نافرجام ایشان توسط منافقین در ششم تیرماه ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر تهران.

* دو دوره ریاست‌جمهورى اسلامی ایران با رأی قاطع ملت.


به دنبال شهادت محمدعلى رجایى دومین رئیس‌جمهور ایران، آیت‌الله خامنه‌اى در مهر ماه ۱۳۶۰ با کسب بیش از شانزده میلیون رأى مردمى و حکم تنفیذ امام خمینى قدّس‌سرّه به مقام ریاست‌جمهورى ایران اسلامى برگزیده شدند. همچنین از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ براى دومین بار به این مقام و مسئولیت انتخاب شدند.

* ریاست شوراى انقلاب فرهنگی، ۱۳۶۰

* ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۳۶۶

* ریاست شوراى بازنگرى قانون اساسى، ۱۳۶۸

* ولی‌فقیه و رهبر انقلاب اسلامی ایران.


از روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۶۸، پس از رحلت رهبر کبیر انقلاب امام خمینى (قدس سره) توسط مجلس خبرگان رهبرى به این مقام و مسئولیت عظیم انتخاب شدند.




  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۵ تیر ۹۴ ، ۱۶:۲۷
  • ۵۹۱ نمایش

زکات فطره

۲۵
تیر

١٩٩١ کسى که موقع غروب شب عید فطر بالغ و عاقل و هوشیار است و فقیر و بنده کس دیگر نیست، باید براى خودش و کسانى که نان خور او هستند هر نفرى یک صاع که تقریبا سه کیلو است، گندم یا جو یا خرما یا کشمش یا برنج‏یا ذرت و مانند اینها به مستحق بدهد، و اگر پول یکى از اینها را هم بدهد،کافى است.

١٩٩٢ کسى که مخارج سال خود و عیالاتش را ندارد و کسبى هم ندارد که بتواند مخارج سال خود و عیالاتش را بگذراند، فقیر است و دادن زکات فطره بر او واجب نیست.

١٩٩٣ انسان باید فطره کسانى را که در غروب شب عید فطر نان خور او حساب مى‏شوند، بدهد کوچک باشند یا بزرگ، مسلمان باشند یا کافر، دادن خرج آنان بر او واجب باشد یا نه، در شهر خود او باشند یا در شهر دیگر.

١٩٩٤ اگر کسى را که نان خور اوست و در شهر دیگر است، وکیل کند که از مال او فطره خود را بدهد چنانچه اطمینان داشته باشد که فطره را مى‏دهد، لازم نیست‏خودش فطره او را بدهد.

١٩٩٥ فطره مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر با رضایت صاحبخانه وارد شده و نان خور او حساب مى‏شود، بر او واجب است.

١٩٩٦ فطره مهمانى که پیش از غروب شب عید فطر بدون رضاین صاحبخانه وارد مى‏شود و مدتى نزد او مى‏ماند واجب است، و همچنین است فطره کسى که انسان را مجبور کرده‏اند که خرجى او را بدهد.

١٩٩٧ فطره مهمانى که بعد از غروب شب عید فطر وارد مى‏شود بر صاحبخانه واجب نیست، اگر چه پیش از غروب او را دعوت کرده باشد و در خانه او هم افطار کند.

١٩٩٨ اگر کسى موقع غروب شب عید فطر، دیوانه یا بیهوش باشد زکات فطره بر او واجب نیست.

١٩٩٩ اگر پیش از غروب بچه بالغ شود، یا دیوانه عاقل گردد، یا فقیر غنى شود، در صورتى که شرایط واجب شدن فطره را دارا باشد، باید زکات فطره را بدهد.

٢٠٠٠ کسى که موقع غروب شب عید فطر، زکات فطره براو واجب نیست، اگر تاپیش از ظهر روز عید شرطهاى واجب شدن فطره در او پیدا شود، مستحب است زکات فطره را بدهد.

٢٠٠١ کافرى که بعد از غروب شب عید فطر مسلمان شده، فطره بر او واجب نیست.ولى مسلمانى که شیعه نبوده اگر بعد از دیدن ماه شیعه شود، باید زکات فطره را بدهد.

٢٠٠٢ کسى که فقط به اندازه یک صاع که تقریبا سه کیلو است گندم و مانند آن دارد، مستحب است زکات فطره را بدهد و چنانچه عیالاتى داشته باشد و بخواهد فطره آنها را هم بدهد مى‏تواند به قصد فطره، آن یک صاع را به یکى از عیالاتش بدهد و اوهم به همین قصد به دیگرى بدهد و همچنین تا به نفر آخر برسد و بهتر است نفر آخر چیزى را که مى‏گیرد به کسى بدهد که از خودشان نباشد و اگر یکى از آنها صغیر باشد احتیاط آن است که او را در دور دادن زکات فطره داخل نکنند و چنانچه ولى صغیر از طرف او قبول نماید باید آن زکات فطره را به مصرف صغیر برساند نه اینکه از طرف او به دیگرى بدهد.

٢٠٠٣ اگر بعد از غروب شب عید فطر بچه‏دار شود، یا کسى نان‏خور او حساب شود،واجب نیست فطره او را بدهد، اگر چه مستحب است فطره کسانى را که بعد از غروب تا پیش از ظهر روز عید نان‏خور او حساب مى‏شوند بدهد.

٢٠٠٤ اگر انسان نان‏خور کسى باشد و پیش از غروب نان‏خور کس دیگر شود فطره او بر کسى که نان‏خور او شده واجب است، مثلا اگر دختر پیش از غروب به خانه شوهر رود، شوهرش باید فطره او را بدهد.

٢٠٠٥ کسى که دیگرى باید فطره او را بدهد، واجب نیست فطره خود را بدهد.

٢٠٠٦ اگر فطره انسان بر کسى واجب باشد و او فطره را ندهد بر خود انسان واجب نمى‏شود.

٢٠٠٧ اگر کسى که فطره او بر دیگرى واجب است‏خودش فطره را بدهد از کسى که فطره بر او واجب شده ساقط نمى‏شود.

٢٠٠٨ زنى که شوهرش مخارج او را نمى‏دهد، چنانچه نان‏خور کس دیگر باشد،فطره‏اش بر آن کس واجب است. و اگر نان‏خور کس دیگر نیست، در صورتى که فقیر نباشد باید فطره خود را بدهد.

٢٠٠٩ کسى که سید نیست نمى‏تواند به سید فطره بدهد. حتى اگر سیدى نان‏خور او باشد، نمى‏تواند فطره او را به سید دیگر بدهد.

٢٠١٠ فطره طفلى که از مادر یا دایه شیر مى‏خورد بر کسى است که مخارج مادر یا دایه را مى‏دهد، ولى اگر مادر یا دایه مخارج خود را از مال طفل برمى‏دارد فطره طفل بر کسى واجب نیست.

٢٠١١ انسان اگر چه مخارج عیالاتش را از مال حرام بدهد باید فطره آنان را از مال حلال بدهد.

٢٠١٢ اگر انسان کسى را اجیر نماید و شرط کند که مخارج او را بدهد در صورتى که به شرط خود عمل کند و نان‏خور او حساب شود باید فطره او را هم بدهد ولى چنانچه شرط کند که مقدار مخارج او را بدهد و مثلا پولى براى مخارجش بدهد،دادن فطره او واجب نیست.

٢٠١٣ اگر کسى بعد از غروب شب عید فطر بمیرد باید فطره او و عیالاتش را از مال او بدهند، ولى اگر پیش از غروب بمیرد واجب نیست فطره او عیالاتش را از مال او بدهند.

مصرف زکات فطره
٢٠١٤ اگر زکات فطره را به یکى از هشت مصرفى که سابقا براى زکات مال گفته شد برسانند کافى است، ولى احتیاط مستحب آن است که فقط به فقراى شیعه بدهد.

٢٠١٥ اگر طفل شیعه‏اى فقیر باشد، انسان مى‏تواند فطره را به مصرف او برساند یا به واسطه دادن به ولى طفل ملک طفل نماید.

٢٠١٦ فقیرى که فطره به او مى‏دهند لازم نیست عادل باشد، ولى احتیاط واجب آن است که به شراب خوار و کسى که آشکارا معصیت کبیره مى‏کند فطره ندهند.

٢٠١٧ به کسى که فطره را در معصیت مصرف مى‏کند، نباید فطره بدهند.

٢٠١٨ احتیاط واجب آن است که به یک فقیر بیشتر از مخارج سالش و کمتر از یک صاع که تقریبا سه کیلو است فطره ندهند.

٢٠١٩ اگر از جنسى که قیمتش دو برابر قیمت معمولى آن است مثلا از گندمى که قیمت آن دو برابر قیمت گندم معمولى است نصف صاع که معناى آن در مساله پیش گفته شد بدهد کافى نیست، و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد کفایت نمى‏کند.

٢٠٢٠ انسان نمى‏تواند نصف صاع را از یک جنس مثلا گندم و نصف دیگر آن را از جنس دیگر مثلا جو بدهد، و اگر آن را به قصد قیمت فطره هم بدهد اشکال دارد، بلکه کافى نیست.

٢٠٢١ مستحب است در دادن زکات فطره خویشان فقیر خود را بر دیگران مقدم دارد و بعد همسایگان فقیر را بعد اهل علم فقیر را، ولى اگر دیگران از جهتى برترى داشته باشند مستحب است آنها را مقدم بدارد.

٢٠٢٢ اگر انسان به خیال این که کسى فقیر است به او فطره بدهد و بعد بفهمد فقیر نبوده، چنانچه مالى را که به او داده از بین نرفته باشد مى‏تواند پس بگیرد و به مستحق بدهد، و اگر نتواند بگیرد باید از مال خودش فطره را بدهد، و اگر از بین رفته باشد در صورتى که گیرنده فطره مى‏دانسته یا احتمال مى‏داده آنچه را گرفته فطره است باید عوض آن را بدهد، و الا دادن عوض بر او واجب نیست و انسان باید دوباره فطره بدهد.

٢٠٢٣ اگر کسى بگوید فقیرم نمى‏شود به او فطره داد، مگر آن که اطمینان پیدا کند یا از ظاهر حالش گمان پیدا شود که فقیر است‏یا انسان بداند که قبلا فقیر بوده است.

مسائل متفرقه زکات فطره
٢٠٢٤ انسان باید زکات فطره را به قصد قربت‏یعنى براى انجام فرمان خداوند عالم بدهد و موقعى که آن را مى‏دهد نیت دادن فطره نماید.

٢٠٢٥ اگر پیش از ماه رمضان فطره را بدهد صحیح نیست، و احتیاط واجب آن است که در ماه رمضان هم فطره را ندهد، ولى اگر پیش از رمضان یا در ماه رمضان به فقیر قرض بدهد و بعد از آن که فطره بر او واجب شد طلب خود را بابت فطره حساب کند مانعى ندارد.

٢٠٢٦ گندم یا چیز دیگرى را که براى فطره مى‏دهد باید به جنس دیگر یا خاک مخلوط نباشد یا اگر مخلوط است چیزى که مخلوط شده به قدرى کم باشد که قابل اعتنا نباشد، و اگر بیش از این مقدار باشد در صورتى صحیح است که خالص آن به یک صاع برسد، ولى اگر مثلا یک صاع گندم به چندین من خاک مخلوط باشد که خالص کردن آن خرج یا کار بیشتر از متعارف دارد دادن آن کافى نیست.

٢٠٢٧ اگر فطره را از چیز معیوب بدهد، کافى نیست.

٢٠٢٨ کسى که فطره چند نفر را مى‏دهد لازم نیست همه را از یک جنس بدهد و اگرمثلا فطره بعضى را گندم و فطره بعض دیگر را جو بدهد کافى است.

٢٠٢٩ کسى که نماز عید فطر مى‏خواند، بنابر احتیاط واجب باید فطره را پیش از نماز عید بدهد، ولى اگر نماز عید نمى‏خواند مى‏تواند دادن فطره را تا ظهر تاخیر بیندازد.

٢٠٣٠ اگر به نیت فطره مقدارى از مال خود را کنار بگذارد و تا ظهر روز عید به مستحق ندهد احتیاط واجب آن است که هر وقت آن را مى‏دهد نیت فطره نماید.

٢٠٣١ اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است فطره را ندهد و کنار هم نگذارد احتیاط واجب آن است که بعدا بدون این که نیت ادا و قضا کند، فطره را بدهد.

٢٠٣٢ اگر فطره را کنار بگذارد، نمى‏تواند آن را براى خودش بردارد و مالى دیگر را براى فطره بگذارد.

٢٠٣٣ اگر انسان مالى داشته باشد که قیمتش از فطره بیشتر است، چنانچه فطره را ندهد و نیت کند که مقدارى از آن مال براى فطره باشد اشکال دارد.

٢٠٣٤ اگر مالى را که براى فطره کنار گذاشته از بین برود، چنانچه دسترس به فقیر داشته و دادن فطره را تاخیر انداخته باید عوض آن را بدهد و اگر دسترس به فقیر نداشته ضامن نیست، مگر آنکه در نگهدارى آن کوتاهى کرده باشد.

٢٠٣٥ در صورتى زکات فطره را از مال خود جدا کرده باشد، اگر در محل خودش مستحق پیدا شود، احتیاط واجب آن است که فطره را به جاى دیگر نبرد. و اگر به جاى دیگر ببرد و تلف شود، باید عوض آن را بدهد.

 احترام به سادات

سادات

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَن رأی اولادی ولم یَقمُ بین یَدَیه فقد جَفانی و من جفانی فَهُوَ مُنافق؛

 هر کس یکی از اولاد مرا ببیند و به احترام او از جای برنخیزد، هر آینه به من جفا کرده است و هر که به من جفا کند، منافق است

و در کلام دیگری فرمود: من رأیَ اولادی و لایَقوم قیاماً تاماً إبتلاهُ الله تعالی ببلاءٍ لا دواءَ لَه؛

 هر که اولاد مرا ببیند و تمام قامت به پیش پایش برنخیزد، خداوند او را به درد بی درمانی گرفتار سازد

***

منبع 2 روایت:کتاب فضائل السادات،تالیف:علامه سید محمد اشرف؛فرزند آیه الله محقق داماد؛صفحه 41

******

داستانک 1:

از آیت الله سیبویه سؤال کردند به چه علت با کهولت سن ، چشم و گوش شما ضعیف نشده است؟

 ایشان در جواب گفتند : در اعوان جوانی حدیثی در خصوص اکرام و احترام به سادات و ذراری حضرت فاطمه ( س ) خواندم که در آن حدیث از قول رسول اکرم ( ص ) آمده بود که هر کس فرزندی از فرزندان مرا دید تمام قد پیش روی او بایستد و صلوات بفرستد ، من هم از آن زمان تا به حال با دیدن یکی از ذراری آن حضرت و سادات تمام قامت در پیش روی او می ایستم و صلوات می فرستم . به این علت است که به ضعف چشم و گوش دچار نگشته ام .

*****

 

داستانک 2:

در احوالات مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرا نی آمده است:

همسر ایشان از سادات علویه بود علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت که در خانه فرصت یاری می‌نمود، یار و کمک کار ایشان بودند؛ اساساً ایشان به کسی زحمت نمی‌داد مخصوصا امور شخصی خویش را تا آنجایی که می‌توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام می‌دادند، تا آنجا که از همسر خود نمی‌خواستند که مثلا لباس‌هایشان را بشویند، بلکه این همسرشان بودند که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می‌خواستند که لباس‌هایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارندو باز هم به سادگی حاضر نمی شدند گاه نیز دیده می شد که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جارو می زنند و این در حالی بود که حتی راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود

و نیز نقل شده ایشان هیچگاه در طول عمرشان، پایشان را در هنگام خوابیدن به طرف همسر سیده شان دراز نکرده بودند؛ البته ایشان آنقدر کمال اخلاق و ادب و لطافت روحی داشتند و مؤدب بودند که پایشان را جلوی کسی ولو از اهل خانه، دراز نمی کردند.



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ تیر ۹۴ ، ۰۱:۵۰
  • ۲۳۰ نمایش

 بی حجابان عاشق حسین ؛ نخوانند


عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسینی ربوده شد

هنگامی که فاطمه صغری (که احتمالا همان رقیه است) بعد از شهادت پدر و سیلی خوردن از دست شمر و اصابت کعب نی به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زینب را می بیند ؛ از هیچکدام از اینها شکایت نمی کند.

شکایت فاطمه صغری به عمه اش این است که می گوید  :

" یا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسی عن أعین النظار "

ای عمه جان آیا پارچه ای هست که سر خود را از نامحرمان بپوشانم

*****

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقیة الباب 37 سائر ما جری علیه بعد بیعة الناس لیزید بن معاویة إلی شهادته صلوات الله علیه‌]

 و حضرت زینب سلام الله علیها در اولین جمله خطبه ی آتشین خود به یزید می فرماید:

أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ- وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا- قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ...

ای پسر آزادشدگان! آیا از عدالت تو است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده جای دهی و دختران پیامبر اسلام را به اسیری ببری و سوق دهی؟ تو چادرهای ایشان را برداشتی، صورتهای آنان را باز نمودی‌

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله علیه إلی رجوع أهل البیت ع إلی المدینة ...]

برادرم ! باور کن حتی یزید به حجاب زنانش حساس بود ...



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ تیر ۹۴ ، ۰۱:۴۳
  • ۱۴۷ نمایش

 مردگان از چه چیزی افسوس می خوردند؟


یکی از نامهای قیامت "یوم الحسرت" است  حال ما می دانیم مردگان از چه چیز حسرت می خورند ؟

وَ قَالَ ص مَا مِنْ لَیْلَةٍ إِلَّا وَ مَلَکُ الْمَوْتِ یُنَادِی یَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِمَنْ تَغْبِطُونَ الْیَوْمَ وَ قَدْ عَایَنْتُمْ هَوْلَ الْمُطَّلِعِ فَیَقُولُ الْمَوْتَی إِنَّمَا نَغْبِطُ المؤمنون [الْمُؤْمِنِینَ فِی مَسَاجِدِهِمْ لِأَنَّهُمْ یُصَلُّونَ وَ لَا نُصَلِّی وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ لَا نُزَکِّی وَ یَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَا نَصُومُ وَ یَتَصَدَّقُونَ بِمَا فَضَلَ عَنْ عِیَالِهِمْ وَ نَحْنُ لَا نَتَصَدَّ     [ إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص: 53]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.

در جواب ، مردگان می گویند:

ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ،

زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم

و آنها زکات می دهند و ما نمی دهیم ،

و آنها روزه می گیرند و ما نمی گیریم ،

و صدقه می دهند و ما نمی دهیم

و آنها ذکر خدا را می گویند و ما نمی گوئیم

پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.

پیامد های خود ارضای(استمناء) و مبارزه با این بیماری چیست؟

«استمنا» یا «خودارضایی» یکی از راه های انحرافی در ارضای میل جنسی است که نسل جوان را در معرض آسیب های جدی قرار می‏دهد. از همین رو می‏توان آن را نوعی انحراف جنسی یا بیماری نامید که با جدیت باید در درمان آن کوشید. آسیب های ناشی از خودارضایی به گونه های مختلفی تقسیم ‏پذیر است که به اختصار به برخی از آنها اشاره می‏شود:

یک. آسیب های جسمانی‏

یکی از روش های شناخت پیشرفت بیماری ها در پزشکی، مرحله‏ بندی (staging) علایم بیماری است. براین اساس، برحسب عوارض ایجاد شده در بیمار مبتلا به خودارضایی، سه مرحله (stage) بیان شده است:(masturbation.www.herballove.com /library /resource overmas/stage.aspStages of excessive )

1. مرحله مشکل ساز (Problematic

در افرادی که مدتی است گرفتار خودارضایی شده اند، زودرس ترین عوارض ناشی‏از خودارضایی عبارت است از:
الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness
ب. عدم تمرکز حواس (Lack of concentration
ج. ضعف حافظه (Poor memory
د. استرس و اضطراب (Stress/Anxiety).
 

2. مرحله گرفتاری شدید (Severe

بروز علایم زیر در فرد گرفتار، نشان دهنده آن است که شدت ابتلای وی یا مدت آن بیش از مرحله اول است و در نتیجه عوارض شدیدتری ظاهر شده است:

الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness
ب. نوسان خلق یا تغییرات سریع خلقی (Mood swings
ج. حساسیت بیش از حد و زودرنجی ( Irritability
د. کمردرد (Lower back pain
ه. نازک شدن موها (Thinning hair
و. ناتوانی جنسی زودرس در جوانی (Youth impotence
ز. بی‏خوابی یا بدخوابی و مشکلات مشابه (Insomnia/Sleep problem).
 

3. مرحله گرفتاری بسیار شدید یا حالت اعتیاد (Addictive

الف. خستگی و کوفتگی (Fatigues/Tiredness
ب. ریزش شدید موها (Severe hair loss
ج. تارشدن دید چشم ها (Blurred vision
د. وز وز گوش (Buzzing in the ears
ه. انزال زودرس و غیرارادی یا خروج منی به صورت قطره قطره ( prematurelyEjaculation
و. درد کشاله ران و ناحیه تناسلی (Groin/Testicular pain
ز. دردهای قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in).
 

نحوه پیدایش عوارض‏

در دانش پزشکی، روند پیدایش علایم یک بیماری و چگونگی بروز عوارض و نشانه های کلینیکی، در شناخت هر چه بیشتر یک بیماری بسیار مهم است و می‏تواند پزشک را در تشخیص و درمان بهتر بیماری و مریض را در پیشگیری کمک کند. به این دلیل مناسب است درباره نحوه پیدایش برخی از عوارض خود ارضایی که در به آن اشاره شد بیشتر به آن توضیح داده شود تا خواننده عزیز با روند پیدایش این عوارض، یا به اصطلاح پاتوفیزیولوژی (Pathophysiology) آن آشنا شود.

1. خستگی و کوفتگی: انقباض شدید و یک مرتبه تمام عضلات بدن در جریان انزال (ارگاسم یا اوج لذت جنسی)، باعث مصرف سریع مواد غذایی ذخیره شده در عضلات و به طور عمده کاهش گلیکوژن (ماده اصلی لازم برای تولید انرژی عضلانی) می‏شود. خستگی عضلانی تقریبا با سرعت تهی شدن عضلات از گلیکوژن رابطه مستقیم دارد و هرچه این سرعت بیشتر باشد، خستگی بیشتر است ‏فیزیولوژی گایتون، ترجمه دکتر فرخ شادان، تجدید نظر هفتم، 1986 (تهران: چهر، 1365)، ج 1، ص 313.. در خودارضایی، به علت انقباض های مکرر عضلات بدن، ذخایر گلیکوژن عضلات به سرعت تمام می‏شود و خستگی و کوفتگی همیشه از عوارض بدیهی آن است.

2. ریزش مو: خودارضایی به تدریج با تغییرات هورمونی و شیمیایی که در بدن ایجاد می‏کند، باعث افزایش هورمون جنسی مردانه؛ یعنی، تستوسترون به دی هیدرو تستوسترون (DHT=Dihydrotestosterone) می‏شود که از عواقب بالا بودن ماده DHTدر خون، ریزش موها و تاسی و بزرگ شدن پروستات و عوارض ناشی از آن در پیری است. Herballove.com . 

3. خود ارضایی مکرر باعث تحریک بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین (Acetyle Choline) از انتهای این رشته ها در مغز می‏گردد که این خود باعث پاره‏ای از عوارض جسمانی و روانی، چون حواس‏پرتی (Absentmilndedness)، کمی حافظه (Memory)، عدم تمرکز حواس، سیاهی رفتن چشم و در نهایت تاری دید می‏شود. تمام این علامت ها ناشی از تغییر تعادل میزان مواد شیمیایی موجود در مغز است که بین سلول های عصبی رد و بدل می‏شود و انتقال پیام های مختلف را بر عهده دارد. _men.org 

4.برخی نیز بر این عقیده‏اند که علت بروز اختلالات مغزی (مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و کاهش حافظه) ناشی از ظرفیت عظیمی از انرژی بدن است که در هر بار انزال، تخلیه شده و هدر می‏رود؛ زیرا مایع منی حاوی مقدار بسیار زیادی DNA (هسته 400-300، اسپرمی که در هر انزال خارج می‏شود)، RNA آنزیم ها، پروتئین ها، مواد قندی، لسیتین (Lecithin)، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، تستوسترون و... است. این ذخایر عظیم انرژی - که باید در بدن برای رشد و تقویت بخش های مختلف مورد استفاده قرار گیرد - بیهوده و به طور مکرر از بدن خارج می‏شود و هر کدام عوارضی را به دنبال می‏آورند.

برای مثال از آنجا که سلول های خونی و پلاکت ها در مغز استخوان ها تولید می‏شود و به تکامل نهایی می‏رسد و برای تولید آنها نیز انرژی بسیار زیادی مورد نیاز است؛ در افراد گرفتار خودارضایی، تکامل مغز استخوان و در نتیجه تولید سلول های خونی با مشکل مواجه شده و منشأ کم خونی، ضعف و خستگی در این افراد است. نیز دفع فسفر و لیستین بیش از حد از طریق انزال های مکرر، باعث کاهش ذخایر این مواد می‏شود که مواد حیاتی برای سلامتی سلول های عصبی هستند و در نتیجه اختلال عملکرد سیستم عصبی، مانند حواس پرتی، عدم تمرکز حواس و... بروز خواهد کرد. www.anael.org .


دو. آسیب های روحی و روانی‏

ضعف حافظه و حواس‏پرتی، اضطراب، منزوی شدن و گوشه‏گیری، افسردگی، بی‏نشاطی و لذت نبردن از زندگی، پرخاشگری، بداخلاقی و تندخویی، کسالت دائمی و ضعف اراده، احساس حقارت، عدم اعتماد به نفس، احساس گناه و عذاب وجدان بروندادهای روانی و روحی خودارضایی است. شرح پاره‏ای از این موارد در مباحث گذشته روشن شد.


سه. آسیب های اجتماعی‏

ناسازگاری خانوادگی، بی‏میل شدن به همسر و ازدواج، ناتوانی در ارتباط با جنس مخالف و همسر، احساس طرد شدن، از بین رفتن عزّت، پاکی، شرافت و جایگاه اجتماعی، دیر ازدواج کردن و لذت نبردن از زندگی مشترک‏ جهت آگاهی بیشتر نگا: قائمی، علی، خانواده و مسائل جنسی کودکان، (تهران: انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، چاپ دهم، 1376)..


چهار. آسیب های معنوی و اخروی‏

هیچ یک از آسیب های پیش گفته، به اهمیت آسیب های معنوی نیست؛ زیرا آسیب های معنوی، جان و دل و به عبارت دیگر کنه حقیقت وجود آدمی را تباه می‏سازد. خودارضایی از نظر دین یک گناه است و به تعبیر قرآن زنگار بر دل می‏نهد: «کَلاَّ بَلْ رانَ عَلی‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ»؛ «چنین مباد! بلکه اعمال (ناشایست) دل های آنان را زنگار زده است».مطففین (83)، آیه 14.
زنگ یا زنگار در اشیای مادی، همان چیزی است که روی فلزات و اشیای قیمتی می‏نشیند و معمولاً نشانه پوسیدن و از بین رفتنِ شفافیت و درخشندگی آن و در نهایت ضایع شدن و از بین رفتن آن است.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ‏می‏فرماید: از آیه شریفه سه نکته استفاده می‏شود:
1. اعمال زشت، نقش و صورتی به نفس و روح انسان می‏دهند؛
2. این نقش و صورت خاص، مانع آن است که نفس آدمی حق و حقیقت را درک کند؛
3. نفس آدمی به حسب طبع اولیه‏اش صفا و جلایی دارد که با داشتن آن، حق را آن طور که هست درک می‏کند. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، (تلخیص)، (قم: دفتر انتشارات اسلامی، بی‏چا، بی‏تا)، ج 20، ص 385.

همچنین آسیب های معنوی جهان گذران را در می‏نوردد و اگر اصلاح نگردد، حیات جاودان آدمی را در معرض تباهی و شوربختی قرار می‏دهد. از این رو نصوص دینی نسبت به آن هشدارهای لازم را داده ‏اند. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله وسلم در این باره می‏فرماید: «ناکح الکف ملعون»؛«ملعون است کسی که خودارضایی کند» ری شهری، محمد، میزان الحکمة، ج 12، ص 5654..
امام صادق‏علیه السلام نیز می‏فرماید: «با سه گروه خداوند در روز قیامت سخن نمی‏گوید و پاکشان نمی‏خواند و عذابی دردناک دارند، از آن سه‏اند، خودارضایی کننده و کسی که لواط دهد»همان، ح 19049..
در روایات دیگری امام صادق‏علیه السلام خودارضایی را گناه عظیم و مورد نهی الهی معرفی فرموده است‏ همان، ح 19050..
 

راه های درمان‏

1. نخستین گام برای درمان این عادت شوم، اعتقاد و ایمان به درمان‏پذیری آن و دوری از یأس و ناامیدی است. اما رسیدن به نتیجه و ایجاد هرگونه تغییر و دگرگونی نیازمند گذشت زمان، انتخاب راه صحیح و به کارگیری دقیق دستورها است. البته ترک عادتِ نامطلوب، در زمانِ کوتاه بدون راهنمای کارآزموده و دلسوز، امکان ندارد. از همه اینها مهم‏تر، اراده و خواست فرد، نقش کلیدی و محوری را ایفا می‏کند. درمان و چاره جویی باید منطبق بر خواست فرد باشد؛ زیرا تا وقتی که او نخواهد، می‏توان با قاطعیت گفت که درمان نخواهد شد.

بنابراین بیمار اگر بخواهد، می‏تواند بر بیماری اش غلبه کند و جمله معروف «خواستن توانستن است»، عین حقیقت است. اراده همچون نهالی است که باید آن را پرورش داد تا به مرحله خودشکوفایی و ثمردهی برسد؛ به عبارت دیگر، اراده تقویت شدنی و پرورش یافتنی است و راه پرورش و تقویت آن این است که برخلاف میل خود، اندک اندک به مقابله با این عادت شوم برخیزد تا پس از مدتی لذت توانستن را بچشد ق، مؤسسه پژوهشی - فرهنگی اشراق، خودارضایی یا ارضای انحرافی جنسی، صص 29 - 30..

2. تلاش برای تقویت اراده از گام های مهم در امر بهبود است. نگویید اراده از ما سلب شده است! ممکن است اراده انسان ضعیف شود؛ ولی هیچ گاه از بین نمی‏رود. نشانه اینکه هنوز اراده باقی است، این است که شخص این عمل را در حضور دیگران و در هر شرایطی انجام نمی‏دهد. برای تقویت اراده، راه های زیادی پیشنهاد شده که از جمله آنها تلقین به خود است‏جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر 7 _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید)، پرسش 46..

ویکتور پوشه - روان شناسِ فرانسوی - می‏گوید: افراد مبتلا به این عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمرکز فکر به خود بگویند: «من به خوبی قادرم این عادت بد را از خود دور کنم، من قادرم». تکرار این عبارت ساده، اثر عجیبی در تقویت اراده و روحیه دارد.

پل ژاگو بر آن است که: «تلقین، قبل از خواب نیز مؤثر است»همان، ص 34..جهت آگاهی بیشتر نگا: پرسش ها و پاسخ ها دفتر 7 _ پرسش ها و پاسخ های برگزیده (ویراست جدید) پرسش شماره ‏46.

3. سعی شود شکم به هنگام خواب، بیش از حد معمول پر نباشد.

4. از پوشیدن لباس های تنگ و چسبان اجتناب گردد.

5. از نگاه کردن به مناظر، فیلم ها و تصاویر تحریک کننده، خودداری شود و شخص به محض مواجهه با این امور، چشم خود را بسته و یا به زمین و یا آسمان نگاه کند.

6. از شنیدن و خواندن مباحث و مطالب جنسی و حتی شوخی های تحریک‏کننده و فکر کردن در این امور، دوری شود.

7. از خوردن مواد غذایی محرک، مانند خرما، پیاز، فلفل، تخم‏مرغ، گوشت قرمز و غذاهای پرچرب - اجتناب و به میزان ضرورت اکتفا شود.

8. قبل از خواب مثانه تخلیه شود.

9. از نوشیدن افراط گونه آب و مایعات پرهیز شود (به خصوص شب ها و قبل از خوابیدن).

10. هیچ‏گاه نباید به بدن عریان خود نگاه کرد.

11. از دست‏ ورزی با اندام جنسی، باید اجتناب نمود و در هیچ شرایطی، نباید دست‏ ورزی کرد!

12. هرگز نباید به رو خوابید.

13. به منظور تخلیه انرژی - زاید بدن، به طور منظم و زیاد باید ورزش کرد.

14. هیچ‏گاه نباید بیکار بود؛ شخص باید برای اوقات فراغت خود، برنامه داشته باشد و آن را با مطالعه، ورزش، زیارت، عبادت و ... پر کند.

15. هرگز در مکانی خلوت و تنها و دور از نظر دیگران نباید ماند.

16. هرگاه شخص مورد هجوم افکار جنسی واقع شد، باید بلافاصله از مکان خلوت و دور از نظر دیگران خارج شود و خود را به کاری سرگرم کند. 

در این زمینه گفت و گو با دوستان، مشارکت در عبادت های جمعی (مانند جلسات دعا، نماز جماعت و...) بسیار مفید است.

17. هفته‏ای یکی دو روز، روزه مستحبی مفید است و اگر شخص توان آن را ندارد، میزان صَرف غذا را کاهش و فاصله هر وعده غذا را افزایش دهد و یا تعداد دفعات غذا را کاهش داده و به حداقل خوراک اکتفا کند.

18. از سخن گفتن ملایمت‏آمیز، شوخی و خنده با نامحرمان خودداری کرده واز نرمی و لینت در کلام باید اجتناب ورزید.

19. هیچ‏گاه نباید با نامحرم و جنس مخالف، در مکان خلوت و دور از نگاه دیگران باقی ماند (حتی برای آموزش و ...).

20. قرآن زیاد بخواند و درباره معانی آیات آن فکر کند.

21. باید همیشه برای ذهن فکر خود محتوای مطلوب و موضوع مناسب داشت.

22. منشأ این مشکل، عدم پاسخ صحیح و مناسب به یکی از نیازهای واقعی انسان است که باید به طور طبیعی و صحیح (ازدواج) ارضا و تأمین شود. 

اما اگر به شکل صحیح تأمین نشود، شخص دچار خطا و گناه خواهد شد که عواقب سوء آن نیز دامنگیر او می‏شود. بنابراین در صورت امکان با کم کردن سطح توقعات و انتظارات، باید برای ازدواج اقدام کرد؛ چرا که بهترین راه حل ازدواج است.

23. از کردارهای پیشین خود باید توبه کرد. خداوند توبه کاران را می‏بخشد. توبه و اطمینان از قبول توبه، بزرگ‏ترین عامل تقویت و دلگرمی برای آغاز حرکتی نو است. گناه هر چه باشد، نباید احساس بی‏ارزشی و نا امیدی به فرد دست دهد. بله! گناه ناراحتی و عذاب وجدان دارد؛ لکن به مفهوم پایان فرصت ها و انتهای راه و نابودی نیست. کسی که از صمیم دل رجوع کند و تصمیم قاطع بر جبران لغزش بگیرد، محبوب درگاه خداوند است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ»؛ بقره (2)، آیه 222..

چه عاملی از این کارسازتر که شخص گنه کار احساس کند در صورت توبه، خداوند او را دوست می‏دارد و در نظر خداوند چنان است که گویی گناهی مرتکب نشده است. امام باقرعلیه السلام در این باره می‏فرماید: «التائب من الذنب کمن لاذنب له»؛اصول کافی، ج 2، ص 435.؛ «توبه کننده مانند کسی است که اصلاً گناه نکرده است».

«توبه» یعنی شروع زندگی پاک و سازنده و حرکت در نور و روشنایی. اگر شخص از گناه خویش می‏ترسد، باید از بالاترین گناه (یأس و نومیدی) بترسد.

در پایان بار دیگر تأکید می کنیم که اگر کسی بخواهد و اراده ای جدی بر ترک این عمل داشته باشد مطمئناً موفق می شود فقط شرط اساسی آن داشتن اراده ای محکم است که در این باره در نوشته بعدی به آن خواهیم پرداخت. علاوه بر این می توان با مطالعه تجربه های موفق افرادی که مدت ها با این معضل دست و پنجه نرم می کردند و بخاطر عدم شناخت کافی یا جدی نگرفتن راه مقابله با آن و یا به هر دلیل دیگری گرفتار این رفتار ناپسند بوده اند، این احساس را در خود تقویت کرد که واقعاً خواستن توانستن است زیرا در مسیر مبارزه با این گناه، احساس ضعف و سستی کردن آفتی بزرگ است.

اکنون از تمام خوانندگان گرامی چه خوب است این درخواست را داشته باشیم که تجربه موفق خود را ذکر کرده تا دیگران نیز قوت قلب کافی برای مبارزه و مقابله با چنین انحراف رفتاری را پیدا کنند گر چه روشن است که می توان با یک برنامه ریزی مناسب و عمل به راهکار های ارائه شده به طور دقیق و کامل به چنین هدفی دست یافت و تجربه های موفقیت آمیز برخی افراد گواه آشکاری بر این مطلب است. بیان تجربه های موفق توسط خوانندگان برای دیگر عزیزان می تواند بسیار مفید باشد. بنابراین آماده شنیدن اظهار نظرها و بیان تجربه های موفق تمام عزیزان هستیم تا آن را در اختیار دیگران قرار دهیم.

مقاله دیگری نیز با عنوان درمان خود ارضایی با عزمی راسخ در نشریه موجود است که می توانید به آن مراجعه کنید.

با همکاری دکتر حسن قدوسی زاده Ghodosi@porseman.org و حجت الاسلام  شاکرین.

برگرفته از وب سایت :http://www.porseman.org


دیگر نظرات راجع به این مقاله


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۷:۴۰
  • ۳۲۸ نمایش


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا تمتعه فیها طویلا

دوست دارم تا جون دارم،اسم تو رو صدا کنم

درد عمری دوری رو ،با دیدنت دوا کنم

اگه ساکت باشی منو از حال می بری،بگو زمزمه و

عمریه

می گه پدرو مادرم عازم کربلان،حسین جان چرا منو اینقدر داری می سوزونی،دیگه بسه،دیگه بسه،آقا عاشقی که گناه نیست،

عمریه

می بینم گوشه کنار،کوچولوهاو نوجوونها دارن زار زار گریه می کنند،اخه شما چی می دونید کربلا کجاست،حسین کیه.

دوست دارم تا جون دارم،اسم تو رو صدا کنم

درد عمری دوری رو ،با دیدنت دوا کنم

قربونت برم ارباب بی کفن

عمریه

این و از زبون شماها می گم

عمریه منتظرم یه روزی کربلا باشم

با سراپای وجودم قبرتو نگاه کنم

آقاجانم،قربون حرم قشنگت،بگم؟وصف العیشه دیگه،قربون بین الحرمینت،شما که ندیدید هی گریه کنید،شاید امروز کربلایی بشید ،قربون پرچم سرخ حرمت،آخ بگم؟ قربون گودال قتلگاه،بگم؟قربون تل زینبیت،قربون کف العباست،قربون نهر علقمه ات، می ری کربلا،تو این کوچه پس کوچه های کربلا،توی بازار،از این کوچه به اون کوچه،می بینیم، گوشه ی یه کوچه یه پنجره ی کوچلو گذاشتن،با عربی یه چیزهایی نوشتن،یه مهتابی سبز روشنه،می پرسیم این چیه؟می گن اینجا همون جایی است که علی اصغر رو تیر زدن،آخ ارباب ارباب،آقام آقام، حسین جان  ببین هی داریم میگیم،قربون حرم قشنگت.

دوست دارم تلافیه یه عمر محبت تو رو

برا تعجیل فرج تو حرمت دعا کنم

یه بیت رو بگم،یاد پدر مادرا،اونهایی که زیر خاک رفتن.

من سر سفره ی تو بزرگ شدم خوب میدونی

یاد بچه گی بخیر،هیئت کوچلو هامون،لخت میشدیم میرفتیم وسط کوچه دعوا می کردیم،سینه میزدیم،میگفتیم، سینه من قرمز شده،اون میگفت:سینه ی من،میگفتم من بیشتر سینه زدم اون میگفت من،دعوا میکردیم با گریه میرفتیم خونه،به مادرمون میگفتیم مادر،این جوری شده،می گفت:چرا گریه می کنید،مارو بغل میکرد،میگفت:قربونت برم،همه تون برا حسین سینه زدید،می گفت:شما حسین رو میشناسید،می گفتیم نه،می گفت:این آقا خیلی مهربونه،این آقا هرکی هرجوری سینه بزنه قبول میکنه،میگفتیم:اگه اینجوریه ما دیگه دعوا نمی کنیم،جاشه این بیت رو بخونم:

اولین خیمه ای که برات زدم

با چادر نماز مادرم بوده

چادرهای مادرامون رو  از تو خونه می آوردیم،به هم وصل میکردیم،یه حسینیه ی کوچیک درست می کردیم.

من سر سفره ی تو بزرگ شدم خوب میدونی

تا دم مرگ محاله دامنت رو  رها کنم

آخ من بدون حسین میمیرم،من اگه یه روز نگم حسین دیوونه میشم.

بریم رفقا توی صحرای کربلا،ببینیم چی برامون نوشتن.

بسم الله الرحمن الرحیم

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ به خدا اسمی قشنگ تر از اسمت ندیدم،گفت:بغل امیرالمؤمنین علیه السلام نشسته بود،اهلبیت با هم مفاخره می کردند،امام حسین علیه السلام بچه است،عشق باباست،تو بغل بابا نشست گفت:بابا. جون بابا،بابا من از تو برترام،گفت:چه طور بابا؟ گفت(امام حسین): بابای تو کیه؟ امیرالمونین گفت:بابای من ابی طالب،امام حسین گفت: ولی بابای من تویی،امیرالمؤمنین گریه کرد،گفت:مادر تو کیه؟گفت:خوب فاطمه بنت اسد،گفت:بابا مادر من زهراست،گفت:بابا داداش تو کیه؟ گفت:خوب عقیل ،جعفر،.. گفت:بابا من یه داداش حسن دارم،دنیا دیگه مثل اون نداره،تو خواهرت کیه؟ من یه خواهر دارم اسمش زینب ِ بابا،امیرالمؤمنین گفت:آره بابا بخدا تو ازمن برتری،

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ.امام کاظم فرمود:به شیعیان ما بگید،هر وقت می خواستن مارو صدا بزنن،از همه ی القاب و کُنیه ها ،از همه ی چیزها بهتر،اونی که دل مارو شاد میکنه،فقط به ما بگن،یابن فاطمه. چقدر مادرشون رو دوست داشتن. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ،سلام به حبیبت،سلام به زهیرت،سلام به عون و جعفر و  عبدالله و قاسمت،سلام به علی اکبر و عباست،سلام به علی اصغرت،سلام به رقیه ات،سلام به زینبت،سلام به ربابت،حسین جان عَلَیْکُمْ مِنّى جَمیعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ با همه ی وجودت،می خوای آروم بگی بلند بگی،هرجوری میگی،ولی با یه دل لرزون بگو، یا اَباعَبْدِاللَّهِ

 این دل تنگم عقده ها دارد

گوئیا میل کربلا دارد

ای خدا مارا کربلایی کن

بعد از آن مارا هرچه خواهی کن

میروم بینم در کجا زینب

ناله از شمر بی حیا دارد.

او می دوید و من می دویدم.....

لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصیبَةُ بِکَ عَلَیْنا وَ عَلى جَمیعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُکَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْکُمْ عَنْ مَقامِکُمْ و َاَزالَتْکُمْ عَنْ مَراتِبِکُمُ الَّتى رَتَّبَکُمُ اللَّهُ فیها و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْکُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْکینِ مِنْ قِتالِکُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِیاَّئِهِم یا اَباعَبْدِاللَّهِ آی حسین حسین

از آب هم مضایقه کردن کوفیان

خوش داشتن حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلى یَوْمِ الْقِیامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَیَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِکَ به خدا این جمله رو راست میگم: بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَخدا معرفت من رو زیاد کن،معرفت،معرفت،  همه داد مقام معظم رهبری اینه،جوونها معرفتشون زیاد بشه،جوونها صاحب مناجات و اشک باشن،جوونها نیمه شبهاتون رو از دست ندید، تعریف می کنن:شهیدی بود،لات بود ،از اونهایی بود که قبل از انقلاب سر کوچه ها می ایستاد ،نفس امام ،حرفهای امام چهره ی امام ،آدمش کرد،سر به راه شد ،همیشه هرجا مینشست میگفت من میخوام،مثل اربابم سر از تنم جدا شه،همینجوری راه برم هی بگم حسین،بهش میخندیدن،بابا ،تو هم این چه طور شهید شدنیه،مگه میشه این جوری،قسم میخورد، میگفت:پشت خط اصلاً خبری نبود،یه دونه خمپاره و ترکش نمی اومد،دیدیم پشت سنگر یه  چفیه دستش گرفته بود هی میگفت:حسین، دیر شده،زود باش،وعده ی ما داره دیر میشه چرا داری معطل می کنی،بچه ها بهش میخندیدن، گفت:یه لحظه دیدم بدن داره بدون سر راه میره،هی  میگه حسین، حسین. به قول مقام معظم رهبری:«خدا یه معبر تنگی گذاشتی ما رو از اون رد کن»،دنیا مارو نمی خواد،ما بمونیم خودمون رو خراب میکنیم.فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنى بِکَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ یه روزی آقا تو بیایی،پشت سر شما،پشت سر رهبرمون،همه برچمهای سرخ و سبز رو بگیریم، روش بنویسیم،یا لثارت الحسین،اون جوری کربلا رفتن صفا داره،اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَکَ وَجیهاً بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ،یا اَباعَبْدِاللَّهِ کسی هست تماشاچی باشه یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى امیرِالْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْکَ ارباب باوفا،وَ اِلَیْکَ مولای اباالفضل،آقاجان فدایی هات زیادن،وَ اِلَیْکَ بِمُوالاتِکَ وَ بِالْبَراَّئَةِ مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِکَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْکُمْ وَ على اَشْیاعِکُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْکُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَیْکُمْ بِمُوالاتِکُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّکُمْ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ وَ النّاصِبینَ لَکُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْفَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِکُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِیاَّئِکُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِکُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَکُمْ فِى الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِهمین رو به من بدی بسه،من جای دیگه نرم،قدمهای من رو در خونه ی شما تثبیت کنن،این دنیا و اون دنیا،بخدا خیلی افتخاره،تو این دنیا تو موقعیت های اجتماعی میگن فلانی تو فلان موسسه کار میکنه؛طرف خیلی وعضش خوبه،تو بازاره، ولی تو رو میخوان نشون بدن،میگن: این رو میبینی این گریه کن امام حسینه،اون بچه هیئتیه،اون همونیه که محرم و صفری پیرهن مشکی رو در نمیاره،میگه حسین،این همنونه که دنبال یه جای تاریک میگرده بره بشینه،اونا گریه کنن اونم گریه کنه،خیلی نشونه ی بالایی است،می خواهیم که مارو از این دایره و سفره نگیرن،

وَاَنْ یُثَبِّتَ لى عِنْدَآُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْیا وَ الاْخِرَةِ وَ اَسْئَلُهُ اَنْ یُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ یَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّکُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَکُمْ عِنْدَهُ اَنْ یُعْطِیَنى بِمُصابى بِکُمْ اَفْضَلَ ما یُعْطى مُصاباً بِمُصیبَتِهِ مُصیبَةً ما اَعْظَمَها  آخه کدوم مصیبتی از این بالاتر که تو نصف روز همه گلهای زینب رو سرها بالا نیزه کردن،وَ اَعْظَمَ رَزِیَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَمیعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْکَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ . اَللّهُمَّ اِنَّ هذا یَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَیَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعینُ ابْنُ اللَّعینِ عَلى لِسانِکَ وَ لِسانِ نَبِیِّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فیهِ نَبِیُّکَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْیانَ وَ مُعوِیَةَ وَ یَزیدَ بْنَ مُعاوِیَةَ عَلَیْهِمْ مِنْکَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدینَ هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَیْهِمُ اللَّعْنَ مِنْکَ وَ الْعَذابَ (الاَْلیمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَیْکَ فى هذَا الْیَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا وَ اَیّامِ حَیاتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَیْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِیِّکَ وَ آلِ نَبِیِّکَ عَلَیْهِ وَ عَلَیْهِمُ اَلسَّلامُ اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنَ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً.

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ اَللّهُمَّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ بْنَ زِیادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى یَوْمِ الْقِیمَةِ

سرهارو به سجده بگذارید،سجده رفتن خیلی گره ها رو باز میکنه،تو این سجده خیلی حرفها زده میشه،وقتی سجده ای داری حرف میزنی،خیلی آدم احساس نزدیکی به خدا میکنه،

اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى اَللّهُمَّ ارْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۲ تیر ۹۴ ، ۰۱:۳۵
  • ۱۵۸۲۷ نمایش

  حضرت محمد(ص)
نام آن حضرت:احمد،محمّد
نام پدر:عبد الله
نام مادر:آمنه
شهرت:خاتم پیامبران،رسول خدا،امین
کُنیه:ابوالقاسم
محل تولد:مکه
زمان تولد:به قول مشهور 17 ربیع الاول سال 571 میلادی
روز مبعث:27 رجب
مدت نبوت:بیست و سه سال
مدت عمر:شصت و سه سال
تاریخ فوت:28 ماه صفر یازدهم هجری
محل فوت:مدینه منوره
محل دفن:جنب مسجد پیامبر
دوران حیات:قبل از نبوت تا چهل سالگی زندگی عادی
از چهل سالگی مبعوث به پیامبری
13 سال بعد از بعثت زندگی در شهر مکه زادگاهش
10 سال بعد از هجرت از مکه به مدینه و آغاز مبارزه و پیروزی و پیشرفت اسلام.
تعداد همسران:از هفده تا بیست و پنج تن
تعداد فرزندان:4دختر به نام های فاطمه،زینب،رقیه،ام کلثوم
و 3 پسر به نام های قاسم،عبد الله،ابراهیم
.............................. 
  حضرت فاطمه(س)
نام :فاطمه (س)
نام پدر:محمد رسول الله(ص)
نام مادر:خدیجه کبری(س)
شهرت:زهرا،صدیقه،زهره،بتول و ...
کُنیه:ام الحسنین،ام ابیها،ام الائمه
محل تولد:مکه مکرمه
زمان تولد:جمعه 20 جمادی الثانی 5 بعثت
تاریخ ازدواج:دوم هجرت
نام همسر:علی مرتضی(ع)
نام فرزندان:حسن،حسین،زینب،محسن،ام کلثوم
زمان و محل شهادت:سیزده جمادی الاول یا سوم جمادی الثانی یازدهم هجری در 18 سالگی در شهر مدینه النبی
مزار آن حضرت:به قولی در کنار قبر پیغمبر یا قبرستان بقیع و یا بین منبر و قبر پیامبر در مسجد النبی
دوران حیات:
1- زندگی در کنار پیامبر اکرم(ص) و شوهرش علی(ع)
2- چند ماه بعد از فوت پیامبر(ص)
.............................  
 حضرت علی(ع)
نام آن حضرت :علی (ع)
نام پدر:ابوطالب
نام مادر:فاطمه بنت اسد
شهرت:مرتضی،امیر مؤمنان
کُنیه:ابوالحسن
محل تولد:مکه در کعبه خانه خدا
زمان تولد:13 رجب 601 میلادی
مدت خلافت:5 سال
مدت امامت:قریب به 30 سال
مدت عمر:63 سال
زمان شهادت:21 رمضان 40 هجری
محل شهادت:مسجد کوفه
زیارتگاه آن حضرت:نجف واقع در عراق کنونی
دوران حیات:
ده سال دوران طفولیت
اسلام آوردن در ده سالگی
23 سال یار پیامبر
25 سال دور بودن از خلافت
حدود پنج سال خلافت و رهبری
تعداد همسران:7 زن
تعداد فرزندان:28نفر،11پسر و 17 دختر
............................ 
 حضرت امام حسن(ع)
نام:حسن
نام پدر:علی بن ابیطالب(ع)
نام مادر:فاطمه زهرا(س)
شهرت:مجتبی
کنیه:ابو محمد
محل تولد:مدینه
زمان تولد:نیمه رمضان سال سوم هجری
زمان شهادت:28 صفر سال 50 هجری در 47 سالگی
محل شهادت:مدینه
دوران حیات:
عصر پیامبر حدود هشت سال
همراهی با پدر حدود سی و هفت سال
عصر امامت حدود ده سال
همسران آن حضرت:64 همسر
فرزندان آن حضرت:19 فرزند شامل 13 پسر و 6 دختر
........................... 
 حضرت امام حسین(ع)
نام:حسین(ع)
نام پدر:امام علی (ع)
نام مادر:فاطمه زهرا(س)
شهرت:سید الشهدا
کنیه:اباعبدالله
محل تولد:مدینه النبی
زمان تولد:سوم شعبان 4 هجری
زمان شهادت:دهم محرم سال 61 هجری
محل شهادت:کربلای معلی در 57 سالگی
مزار آن حضرت:در عراق کنونی شهر کربلا
سیر حیات:
درک رسول الله حدود شش سال
همراه و همرزم پدر سی سال
ده سال یاری با برادر
مدت امامت ده سال
تعداد همسران امام:4 همسر
تعداد فرزندان امام:6 فرزند شامل 4 پسر و دو دختر
............................ 
 امام سجاد(ع)
نام:علی بن حسین(ع)
نام پدر:حسین (ع)
نام مادر:شهر بانو(دختر یزدگرد سوم)
کنیه:زین العابدین،سجاد
محل تولد:مدینة النبی
نحوه شهادت:به تحریک هشام بن عبد الملک مسموم شد
زیارتگاه امام:قبرستان بقیع در مدینه النبی
سیر حیات:
بیش از بیست سال همرزم پدر
سی و پنج سال دوران امامت که با 9 نفر از خلفای اموی مقارن بود.
تعداد همسران:یک زن عقدی و تعدادی کنیز
نام فرزندان:15 فرزند شامل 11 پسر و 4 دختر
...................... 
 امام محمد باقر(ع)
نام:محمد بن علی
نام پدر:امام سجاد(ع)
نام مادر:فاطمه دختر امام حسن مجتبی
شهرت:باقر(شکافنده)
کنیه:ابو جعفر
محل تولد:مدینه منوره
زمان تولد:اول یا سوم رجب سال 57 هجری
مزار آن امام:قبرستان بقیع در مدینه
سیر حیات:
سه سال و شش ماه همراه با جد بزرگوارش امام حسین(ع)
سی و چهار سال  و 15 روز با پدرش امام سجاد(ع)
نزدیک به بیست سال امامت در حالیکه خلفای بنی امیّه و بنی عباس حکومت می نمودند.
تعداد فرزندان:7 فرزندان
....................... 
 امام جعفر صادق (ع)
نام:جعفر
نام پدر:امام باقر(ع)
نام مادر:ام فرَِِِوه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر
شهرت:صادق
کنیه:ابو عبد الله
محل تولد:مدینه منوره
زمان تولد:هفدهم ربیع الاول 83 هجری قمری
خلفای زمان امام:یزیدبن عبدالملک تا مروان حمار آخرین خلیفه ی اموی،سفاح و منصور دوانیقی خلفای عباسی
زمان شهادت:25 شوال 148 هجری قمری
محل شهادت:مدینه منوره به دستور  منصور دوانیقی مسموم شد
مزار امام:قبرستان بقیع در مدینه
سیر حیات:
دوران قبل از امامت 31 سال
دوران امامت تا آخر عمر 34 سال
همسران آن حضرت:3 نفر
فرزندان آن حضرت:7 نفر،6 پسر و یک دختر
............................. 
 امام موسی بن جعفر(ع)
نام:موسی
نام پدر:امام صادق(ع)
نام مادر:حمیده(مصفا)
شهرت:کاظم،باب الحوائج
کنیه:ابو ابراهیم،ابو الحسن
محل تولد:روستایی بین مکه و مدینه
زمان تولد:صبح یکشنبه 7 صفر سال 128
زمان شهادت:25 رجب 183 هجری قمری
محل شهادت:زندان هارون در بغداد که به دستور هارون الرشید مسموم شد
مزار شریف آن حضرت:شهر کاظمین در نزدیکی بغداد
سیر حیات:
دوران قبل از امامت قریب به بیست سال
دوران امامت سی و پنج سال که با خلفای عباسی:منصور،مهدی،هادی و هارون الرشید هم عصر بوده و در روزگار خلافت هارون سالها در زندان بسر می برده است.
همسران آن حضرت:تعداد نامعلوم
فرزندان آن حضرت:سی و هفت نفر،19 پسر و 18 دختر
همسران آن حضرت:3 نفر
فرزندان آن حضرت:7 نفر،6 پسر و یک دختر
......................... 
 امام علی بن موسی الرضا(ع)
نام:علی
نام پدر:امام موسی کاظم(ع)
نام پدر:نجمه (اورا بانویی اروپایی نوشته اند)
شهرت:رضا
کنیه:ابو الحسن
محل تولد:مدینه
زمان تولد:یازدهم ذیقعده 148 هجری
تعداد زنان:2 زن،ام حبیبه دختر مامون و زنی دیگر
تعداد فرزندان:یک فرزند(امام جواد)و به قولی پنج پسر و یک دختر(شش فرزند)
زمان شهادت:آخر صفر سال 203 هجری قمری در ست 55 سالگی و به وسیله مامون عباسی مسموم شد.
محل شهادت:سناباد نوقان در مشهد کنونی
زیارتگاه امام:مشهد مقدس
سیر حیات:
35 سال پیش از امامت
17 سال در مدینه بعد از امامت
سه سال ولیعهدی مامون در خراسان،که حساس ترین دوران حیات امام می باشد.
..................... 
 حضرت امام محمد تقی(ع)
نام:محمد
نام پدر:امام رضا(ع)
نام مادر:سبیکه(خیزران)
شهرت:جواد،تقی
کنیه:ابو جعفر،مختار
محل تولد:مدینه النبی
زمان تولد:دهم رجب سال 195 هجری قمری
زمان شهادت:ذیقعده سال 220 هجری قمری در بیست و پنج سالگی
محل شهادت:کاظمین نزدیک بغداد
زیارتگاه امام:شهر کاظمین
سیر حیات:
دوران کودکی تا هفت سالگی
دوران امامت از هفت سالگی تا بیست و پنج سالگی
......................... 
 امام علی النقی (ع)
نام:علی
نام پدر:امام جواد(ع)
نام مادر:سمانه
شهرت:نقی،هادی
کنیه:ابو الحسن سوم
محل تولد:مدینه منوره
زمان تولد:15 ذیحجه سال 213 هجری قمری
زمان شهادت:سوم رجب سال 254 هجری قمری
محل شهادت:در شهر سامرا توسط معتز خلیفه عباسی در 41 سالگی
زیارتگاه امام:شهر سامرا در عراق کنونی
سیر حیات:
هشت سال پیش از امامت و رهبری
دوازده سال دوران امامت قبل از خلافت متوکل
چهارده سال همزمان با خلافت ستمکارانه متوکل عباسی
همسران آن حضرت:یک زن
فرزندان آن حضرت:5 فرزند،4 پسر و یک دختر
......................... 
 امام حسن عسکری (ع)
نام:حسن
نام پدر:امام هادی(ع)
نام مادر:سلیل
شهرت:عسکری،زکّی
کنیه:ابو محمد،مشهور به ابن الرضا
محل تولد:مدینه منوره
زمان تولد:هشتم ربیع الثانی،24 ربیع الاول سال 232 هجری قمری
زمان شهادت:هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری
محل شهادت:سامرا توسط معتمد خلیفه عباسی
زیارتگاه امام:سامرا در عراق
سیر حیات:
22 سال قبل از امامت از سال 232 هجری قمری تا 254 هجری قمری 6 سال دوران امامت از سال 254 تا 260 هجری قمری
تعداد همسران:یک همسر که زنی رومی به نام نرجس بوده است.
تعداد فرزندان:یک فرزند(حضرت مهدی(عج))
.......................... 
 حضرت امام زمان(عج)
نام:هم نام پیامبر(ص)(م-ح-م-د)
نام پدر:امام حسن عسکری(ع)
نام مادر:نرجس
شهرت:مهدی موعود،صاحب الزمان،امام عصر،بقیة الله و قائم و...
محل تولد:سامرا
زمان تولد:15 شعبان سال 255 یا 256هجری قمری
سیر حیات:
دوران کودکی پنج سال و بعد از اینکه پدرش در سال 260 هجری قمری شهید شد به امامت رسید.
غیبت صغری از سال 260 شروع و به سال 329 هجری قمری یعنی حدود هفتاد سال بعد پایان یافت.
غیبت کبری از سال 329 هجری قمری آغاز و همچنان ادامه دارد.
....................... 

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۹:۰۶
  • ۴۰۷ نمایش

 مقام معظم رهبری
مسئول دفتر: علی اکبر محمدی گلپایگانی
سال تأسیس: 1371
تلفن: 7474
دورنگار: 7742228
نشانی اینترنتی: www.leader.ir
نشانی: قم، خیابان شهدا، جنب بانک سپه، پلاک 912
صندوق پستی: 3535-37185
......................... 
 آیت الله سیستانی
مسئول دفتر: سید جواد شهرستانی
سال تأسیس: 1416 ق.
تلفن: (قم) 19-7741415 ‌ (مشهد) 2250091
دورنگار: 7741420
نشانی اینترنتی: www.sistani.org
نشانی: قم، خیابان معلم، کوچة 21.
.......................... 
 آیت الله نوری همدانی
مسئول دفتر: رضا نوری
تلفن: (قم) 7748218 و 7741850 ‌ (همدان) 2523019 ‌ (تهران) 33137194 ‌ (مشهد) 8514443
تلفن گویا: (قم) 7831000
دورنگار: (قم) 7735900 ‌ (مشهد) 8598988
نشانی اینترنتی: www.noorihamedani.com
نشانی الکترونیکی: info@noorihamedani.com
نشانی: قم، خیابان شهدا، کوچة بیگدلی.
........................  
 آیت الله وحید خراسانی
مسئول دفتر: علی کرباسی
تلفن: (قم) 7740611 ‌ (مشهد) 2250178
دورنگار: 7743047
نشانی: قم، خیابان شهدا، کوچة 23، انتهای کوچه
....................... 
 آیت الله شبیری زنجانی
مسئول دفتر: شبیری زنجانی
تلفن: 7740322
دورنگار: 7743163
نشانی: قم، بلوار بهار، کوچة شمارة 6
.......................... 
 آیت الله صافی گلپایگانی
مسئول دفتر: محمد حسن صافی گلپایگانی
سال تأسیس: 1340
تلفن: (قم) 16-7715511 ‌ (تهران) 55609394 ‌ (اراک) 2227221
دورنگار: 7716622
نشانی اینترنتی: www.saafi.net
پست الکترونیکی: saafi@saafi.net
نشانی: قم، خیابان انقلاب، کوچة شمارة 6.
............................ 
 آیت الله بهجت
مسئول دفتر: عباس محفوظی
تلفن: (قم) 3 و 7743271 ‌ (مشهد) 8549979
دورنگار: 7743272
نشانی: قم، گذرخان.
............................ 
 آیت الله لنکرانی
مسئول دفتر: جواد فاضل لنکرانی
سال تأسیس: 1372
تلفن: (قم) 2-7717871 و 7720500 ‌ (مشهد) 2220342 و 2258916 ‌ (کرج) 2238888 و 2229988 ‌ (تهران) 33126555 و 22843965 ‌ (اهواز) 30-2232727
نشانی اینترنتی:www.lankarani.com
نشانی: قم، سه راه بازار، کوچه جنب پاساژ موسی بن جعفر (ع).
.........................  
 آیت الله مکارم
مسئول دفتر: مسعود مکارم شیرازی
سال تأسیس: 1369
تلفن: (قم) 13-7743110 (تهران) 77509697 و 7743120 (مشهد) 2227879 (شیراز) 2338760
دورنگار: 7743114
پیامک: 10000100
نشانی اینترنتی: www.makarem.ir
پست الکترونیکی: makarem@makarem.ir
نشانی: قم، ابتدای خیابان شهدا.
........................... 
شماره پیامک و تلفن برای دریافت سوالات شرعی و اعتقادی در وب سایت های معروف
آدرس وب سایت: 
www.pasokhgoo.ir
www.askdin.com
پیامک: 30009640
تلفن به صورت زنده: 09640
.....
مرکز مشاوره و پاسخگویی به مسائل شرعی
 http://09650.net
تلفن: 09650
..... 
وب سایت پرسش و پاسخ دانشجویی( دینی و اعتقادی و مسائل شرعی)
http://www.quran.porsemani.ir


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۲۱ تیر ۹۴ ، ۰۷:۳۸
  • ۱۲۷ نمایش