قرار الهی

منبر،سخنرانی،دروس حوزه، مقالات اسلامی،روضه و..

قرار الهی

منبر،سخنرانی،دروس حوزه، مقالات اسلامی،روضه و..

پیوندهای روزانه
پیوندها

۲۱ مطلب با موضوع «منبرک» ثبت شده است

یاد امام شهدا

یاد امام و شهدا ، دل و می بره کرب و بلا


بعضی شبا وقتی بابا ،کنج دلش غوغا میشه ، یا بعضی وقتا دل شب ، وقتی که از خواب پا میشه


میره یه گوشه میشینه ، آلبومشو وا می کنه ، خوب می دونم گذشتشو با اونا پیدا میکنه ، با اونا نجوا میکنه


درد و دل این روزاشو (با اونا نجوا می کنه2)


یاد امام و شهدا ، دل و می بره کرب و بلا


(می گم بابا اینا کین که با لباس خاکین 2) اما هزار تا کهکشون ، سرتاسر هفت آسمون


(مونده به زیر پرشون 2)         .......................میگه پسرم ، نور دلم، باغ گلم ، همه حاصلم


الهی هیچ مسافری ، از رفیقاش جانمونه ، تو هم دعا کن که بابات ، غریب و تنها نمونه


بعد امام و شهدا (زیاد تو دنیا نمونه 2)  اینا تو آسمون بدر، ستاره های سحرند


به جون تو برای من (عزیز تر از برادرند2).


به کی بگم ، چه جور بگم ، بعضی هاشون تو بیداری ، بعضی هاشون تو رویاها


جلوه مولا رو دیدن ، جذبه آقا رو دیدن


یاد امام و شهدا ، دل و می بره کرب و بلا


می گم بابا ، چرا هر وقت پیش شما، میون کل جبهه ها (اسم شلمچه که میاد2)


چه سریه ، چه رازیه ، فوری برافروخته میشین ، مثل شمع سوخته میشین.


میگه پسرم ، ای پسرم ، نمک نزن ، بازم به زخم جگرم ، سرتاسر جبهه همش نور تجلی خدا بود به خدا


آخر دنیا بود به خدا (کرب و بلا بود به خدا2)


(حضرت زهرای بتول ، با اینکه ما نوکرشیم 2) ( مادر ما بود به خدا2)


اما میون جبهه ها ، شلمچه بیشتر از همه(گرفته بوی فاطمه 3)


شب حمله ، همهمه بود ، روی لبها زمزمه بود ، کی تو دلا واهمه بود،(دعوا سر، سربند یا فاطمه بود3)


ذکر لبها یا زهرا می شد ( همه گره ها بود وا میشد2)


یاد امام و شهدا ، دل و می بره کرب و بلا


این رفیقم که می بینی ، میون دار هیئت ها بود ، مسجدی بود ، بی ریا بود ، باصفا بود، با خدا بود،


یه شب توی میدون مین ، آخر به آرزوش رسید ، ترکشای خمپاره ها هردوتادستاش و برید


این رفیقم که می بینی ، اهل نظر بود به خدا ، مرغ سحر بود به خدا ، مرد خطر بود به خدا


یه شب توی میدون مین ، دیدم بی سر بود به خدا ، مرد خطر بود به خدا


این رفیقم که می بینی ، انیس و یار و یاورم ، عزیزتر از برادرم ، نور دو چشمون ترم


وقت وداع آخرش ، می گفت بگو به مادرم. از خدا خواستم همیشه که برنگرده پیکرم


این رفیقم غلامعلی ، نوحه خونه ، روضه خونه ، وقتی دل بابات می گیره شعرای اونو میخونه


آخرش ، حاجتم و من می گیرم .یه روز از عشق تو مولا میمیرم(قربون کبوترای حرمش 2)


یاد امام و شهدا ، دل و می بره کرب و بلا

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۱۴ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۳
  • ۱۹۳ نمایش

کنترل عصبانیت

آرامش

در طول روزانه کارهایی بسیاری دارم که باعث خستگی شدید می گردم و همین عامل باعث می شود نتوانم در مقابل فرزندان و مادرم کنترل داشته باشم و مرتب با انها پرخاشگری می کنم و بهانه گیری و بعد پشیمان می شوم ولی هرگز نتوانستم اون لحظه خودمو کنترل کنم لطفا راهنمایی بفرمائید.

بزرگان علم اخلاق در زمینه کنترل خشم و عصبانیت، بحث هاى فراوانى دارند و در روایات اسلامى دستورهاى مهم و مؤثرى براى خاموش کردن آتش غضب داده شده است که گلچینى از آن را در ذیل از نظر مى گذرانیم:

1ـ تفکر در عواقب خشم و عصبانیت :

افراد خشمگین و عصبانى همیشه حتى قبل از آن که شعله هاى آتش غضب قلب آن ها را احاطه کند، باید در آثار شوم آن بیندیشند. مرتب به خود تلقین کنند که غضب آتشى است که ممکن است خرمن ایمان و سعادت و هستى آن ها را بسوزاند. غضب آتش خشم خدا را در دنیا و آخرت مى افروزد.

غضب دوستان را از انسان دور مى کند . حربه به دست دشمنان مى دهد. غضب آثار ویرانگرى روى اعصاب انسان مى گذارد. عمر او را کم مى کند . سلامتى او رابه خطر مى اندازد. غضب انسان را از رسیدن به مقامات معنوى و مادى باز مى دارد.

به عکس، حلم و بردبارى رمز موفقیت و پیشرفت و سلامت روح و جسم و سبب محبوبیت در جامعه و موجب رضاى خدا و دورى شیطان است. همچنین در باره ثواب هاى الهى که براى بردباران ذخیره شده و کیفرهایى که در انتظار صاحبان غضب است بیندیشید. نه تنها در حال غضب، بلکه قبل از آن نیز باید در این مسائل بیندیشد و به خود تلقین کند تا گرفتار آن نشود.

بارها این نکته را تجربه کرده ایم و اگر ما تجربه نکرده ایم، دیگران تجربه کرده اند هر تصمیمى که انسان به هنگام غضب مى گیرد ،نسنجیده و نادرست است . غالباً موجب پشیمانى مى گردد. چه بهتر که این جمله معروف را که از بعضى از دانشمندان به یادگار مانده، همواره با خود زمزمه کند:" به هنگام غضب نه تصمیم و نه تنبیه و نه مجازات".

2ـ از طریق مهم درمان که در روایات بر آن تأکید شده ، ذکر خدا است، در بعضى از روایات آمده : هنگامى که عصبانى مى شوید: «اَعُوْذُبِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیْمِ» بگوئید.(1)

در بعضى دیگر آمده: هنگام غضب «لا حَوُلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه الْعَلِىَّ الْعَظِیمِ» بگویید تا غضب از شما برود. در بعضى دیگر از روایات آمده است: «به هنگام غضب صورت بر زمین بگذارید و براى خدا سجده کنید».(2)

4ـ تغییر دادن حالت یکى دیگر از طریق درمان غضب است، همان گونه که در روایات اسلامى آمده است: اگر شخص در حال نشستن عصبانى شده برخیزد . اگر ایستاده است بنشیند. صورت از آن صحنه برگرداند یا دراز بکشد. اگر بتواند ، از آن محل دور شود، و خود را به کار دیگرى مشغول سازد.

تغییر حالت براى فرو نشستن آتش خشم و غضب بسیار مؤثر و مفید است.

از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است:

«وَ ایُّما رَجُل غَضِبَ وَ هُوَ قائِمٌ فَلْیَجْلِسْ فَاِنَّهُ سَیَذْهَبُ عَنْه رِجْزُ الشَّیْطانِ وَ اِنْ کانَ جالِساً فَلْیَقُمْ;

هر کس که خشمگین شود ، در حالى که ایستاده باشد بنشیند، چرا که پلیدى شیطان از او دور مى شود. اگر نشسته است برخیزد».

در ذیل حدیث آمده است که اگر انسان نسبت به یکى از بستگانش خشمگین شود و بدن او را با دست خود لمس کند ، تماس بدنى خشم او را فرو مى نشاند.(3)

5ـ وضو گرفتن:

نوشیدن آب خنک و شستن سر و صورت با آن در خاموش کردن آتش غضب مؤثر است. در حدیثى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمده است :

«اِذا غَضِبَ اَحَدُکُمْ فَلْیَتَوضَّأ; هنگامى که کسى از شما خشمگین شود، وضو بگیرد».(4)

از این تعبیر استفاده مى شود که وضو گرفتن به هنگام خشم و غضب مستحب است . در فرو نشاندن آتش غضب تأثیر دارد.

هر گاه امور بالا به یکدیگر ضمیمه شود، و اضافه بر آن ها انسان در پیامدهاى خطرناک غضب در دنیا و آخرت، و کیفر و مجازات الهى آن بیندیشد ، آتش غضب او هر چند شدید و سوزان باشد، خاموش خواهد شد. مشکل آن جا پیدا مى شود که انسان در همان حال و در همان صحنه بماند و هیچ تغییر و دگرگونى در وضع خود ندهد که نجات از پیامدهاى آن، مشکل و گاه غیر ممکن مى شود.

برای تقویت بردباری باید طبق برنامه‌ای جدی به تقویت اراده خود بپردازید . همواره سعی کنید برخود مسلط باشید. در این‌‌باره راه‌های مختلفی وجود دارد، ولی مهم آن است که در راه درمان آن کاملاً جدی باشید . آنچه را پیشنهاد می‌‌شود، بدون کم ترین کاستی به اجرا گذارید:

1. حتما در ساعات کاری خود تامل کنید . در صورت امکان از آن بکاهید . در صورت عدم امکان، سعی کنید فواصلی را در بین کار به استراحت بپردازید تا از خستگی شدید ، بکاهید.

2. رفتارهای عادی و روزمره خود را نیز با تسلط کامل بر رفتار و بدون شتابزدگی انجام دهید . آن ها را آرام آرام تعقیب کنید تا نرم‏خویی و پرحوصلگی برتمام رفتارهای شما حاکمیت پیدا کند.

3. از حساسیت بیش از حد در هر زمینه بپرهیزید. کاملاً به خود مطمئن باشید که می‏توانید روحیه خود را تغییر دهید، ولی برای نتیجه گیری عجول نباشید، بلکه با خود فکر کنید باید حداقل به طور مثال یک سال بر رفتارهای خود کار کنید. اگر چنین نمودید ، حتماً پس از آن، دگرگونی رفتاری خواهید داشت.

4. همواره در هر مسأله‏ای ابتدا از دیگران انتظار بدترین برخورد را داشته باشید . خود را برای پذیرش آن آماده کنید. این مسئله باعث می‏شود برخوردهای بهتر از مورد انتظار در شما ایجاد خشنودی نماید. در حالی که اگر همیشه انتظار برخورد خوب داشته باشید ، چه بسا نتیجه عکس خواهید گرفت.

5. از تفریحات سالم و تقویت کننده اراده مانند کوهنوردی، شنا، دو و پیاده‏روی و گردش در طبیعت و... استفاده کنید.

6. در تصمیم‏گیری‏ها حتی‏الإمکان با افراد عاقل و پخته مشورت نمایید. از اقدامات عجولانه و مطالعه نشده بپرهیزید.

7. بیش تر با افراد خوش اخلاق معاشرت کنید.

8. از موقعیت‏هایی که زمینه تندخویی در آن فراوان است، دوری کنید . در موقعیت‏هایی حضور یابید که رفتار پرخاشگرانه در آن جا دیده نمی‏شود.

9. پیش از هر عملی در مورد پیامد آن تفکر و اندیشه کنید و آن گاه اقدام نمایید . با تمرین این راهکار و به کارگیری آن در مورد تمام رفتارها، اندک اندک کنترل خویش را بر تمام رفتارها توسعه بخشید.

10. به برخی رفتارها و حالاتی که از افراد سر می‌زند و شما را عصبانی می‏کند ،توجه نکنید، مثلاً اگر کسی با حرف ناروا شما را ناراحت می‌کند، از شنیدن وگوش سپردن به سخنان وی دوری کنید، حتی گوش ندهید یا محیط را ترک کنید. به گفته‏های او دقت و توجه نکرده و آن ها را در ذهن خود مرور نکنید . نسبت به دیگر اعمال فیزیکی و رفتارهای پرخاشگرانه و تحریک کننده همین طور واکنش نشان دهید و راه بی‏توجهی را پیش گیرید.

11. سطح شناخت خود را با مطالعه و تفکر از زشتی، ناپسند بودن، غیرقابل جبران بودن اعمال پرخاشگرانه بالا ببرید. آیات ، روایات و داستان‏هایی راکه در مورد این نوع رفتارها و آثار آن‏ها نوشته شده است، مطالعه کنید. بعد در مورد آن ها فکر نمایید، حتی در برخی موارد به آثار رفتار تندی که مرتکب آن شده‏اید ،توجه نمایید . آن عمل و زشتی آن را در ذهن خود مرور و بزرگ معرفی کنید، به گونه‏ای که به خود هشداری از درون دست یابید. آثار فردی و اجتماعی و پیامدهای حیثیتی عمل زشت را در ذهن خود مرور کنید . زشتی آن را برای خود بزرگ جلوه دهید تا از درون از آن عمل متنفّر شوید.

12. از خواندن قرآن و در نوبت‏های متعدد در طول 24 ساعت غفلت نورزید، چه قرآن تأثیر زیاد در رسیدن به آرامش درونی دارد. عبادت‏های خود مانند نماز را در اول وقت و با حضور قلب به جا آورید که تأثیر بزرگی در رسیدن به اطمینان خاطر دارد.

13. با خود شرط کنید که هیچ گاه و در هیچ وضعی برخورد تند نداشته باشید . اگر ناگهان از شما برخورد تندی سر زد، خود را جریمه کنید؛ مثلاً تصمیم بگیریدکه مثلاً اگر بر سر کسی فریاد زدید ، فلان مبلغ صدقه بدهید. کارآیی این روش، بسیار بالا است . بسیاری از علمای بزرگ بدین سان تمرین عملی و خودسازی کرده‏اند.

14. شرح موارد فوق را در جدولی بنویسید . موارد انجام و یا سرپیچی از آن را یادداشت کنید. سعی کنید موارد تخلف را کاهش داده و بیش تر از پیش،خود را به انجام توصیه‌ها مقید سازید، حتی پیش از بروز آن موقعیت‏ها و به صورت مستمر، راهکارها را سرلوحه اعمال خود قرار دهید. از آن به بعد باید میزان پرخاشگری شما کاهش یابد. آن ها را نیز یادداشت کنید. کم کم از میزان آن‏ها در طول روز، هفته و... بکاهید و خود تنبیهی را به کار بگیرید.

15.حجم زیاد کارهای روزانه را کم کنید تا انرژی لازم برای فرزندان و مادرتان را داشته باشید.

موفق باشید.

پی نوشت‏ها:

1. مکارم شیرازی ، اخلاق در قرآن ، انتشارات مدرسه امیرالمومنین، ج3، ص 394.

2. همان.

3. همان .

4. همان، ص 396

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۰۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۴
  • ۱۷۰ نمایش

امام حسین

آیا امام حسین علیه السلام برتر از دیگر امامان است؟


پاسخ:


بر اساس متون مقدس دینی و روایات ائمه همه ائمه نور واحد هستند(1).

یعنی در فضائل ذاتی برابر هستند اما شرائط زندگی و موقعیت سیاسی و اجتماعی که در آن زندگی می کردند مساوی نبوده است و چه بسا همین موقعیت خاص اجتماعی موجب یک نوع برتری برای آن امام (ع) شده است.

حال این برتری یا از این نظر است که خداوند به آن امام (ع) عنایت ویژه ای نموده است.

چنانکه امام باقر (ع) و امام صادق (ع) فرمودند:

به درستیکه خدای تبارک و تعالی در قبال شهادت امام حسین (ع)، امامت را در فرزندان و ذریه او قرار داد، و شفا را در تربتش و استجابت دعا را در نزد قبرش و زائر قبر حسین علیه السلام مدتی را که به زیارت می رود تا بر می گردد جز عمر او بحساب نمی آید.(2)

و یا از این نظر است که بیان برتری امام خاصی در متون دینی عاملی در ایجاد پیوند بین مکتب و عواطف و احساسات و عشق مردم خواهد گشت و همین موجب زنده بودن همیشگی مکتب خواهد شد.

چنانکه امام صادق (ع) فرمود: "اگر نزد کسی از حسین (ع) یادی به میان آید و اشک از چشمان او باندازه بال مگسی جاری شود ثوابش بر خدای عز و جل است که کمترین آن دخول در بهشت است(3)

روایات زیادی که فضیلت گریه و عزاداری را برای امام حسین (ع) بیان می کنند در همین راستا قرار دارند.

اما نکاتی که می توان اشاره نمود :

- آشکار نمودن و نشان دادن روح حماسی و شجاعت و قهرمانی امام (امامت) در یک صحنه و میدانی که در جلو چشم هزاران افراد بوده

و چندین تاریخ نگار و مورخ، با چشم خود دیده و با گوش خود شنیده اند و آنرا ثبت نموده اند. و همین موجب زنده شدن روح حماسی و غیرت و شجاعت در میان مسلمین شده است.

پیامدهای آن قیامهای متعددی بود که پس از عاشورا رخ داده است. و در واقع کمتر انقلاب مردمی بعد از امام حسین (ع) در ممالک اسلامی رخ داده که رهبران آن نهضت، از امام حسین (ع) الگو نگرفته باشند.

و به تعبیر شهید مطهری: "کلید شخصیت حسین حماسه است، شور است، عظمت است، صلابت است، شدت است، ایستادگی است، حق پرستی است.(4)

 2- امام حسین (ع) شخصیت اسلامی مسلمین را زنده کرد.(5)

3- واقعا کربلا، پیامی است که با خون نوشته شد. و تاریخ نشان می دهد که سخنانی که با خون نوشته شده هرگز پاک نمی شود. زیرا از کمال صداقت و خلوص و عمق تصمیم و اندیشه حکایت می کند.(6)

هیچ کس به اندازه شهدا به بشریت خدمت نکرده است چون آنها هستند که راه را برای دیگران باز می کنند و برای بشر آزادی را به هدیه می آورند آنها هستند که برای بشر محیط عدالت بوجود می آورند

که دانشمندان به کار دانش خود مشغول باشند؛ مخترع با خیال راحت به کار اختراع خودش مشغول باشد، تاجر تجارت کند، محصل درس بخواند،

و هر کس کار خودش را انجام دهد. اوست که محیط مناسب را برای دیگران به وجود می آورد مثل آنها مثل چراغ و مثل برق است. اگر چراغ یا برق نباشد، ما و شما چکار می توانیم انجام دهیم؟(7)

نتیجه این که :

امام حسین(ع) به خاطر شرایط زمانی در این برهه از تاریخ قرار گرفت و صاحب این مقام و منصب شد و شیعه معتقد است هر امام دیگری اگر در زمان ایشان بود و این شرایط را داشت قطعا کارهایی را که امام حسین(ع) کرد می کردند.


پی نوشت:


   1-بحار الانوار ج 26 ص 222 و 280 و 310.

   2- بحار الانوار ج 44 ص 221، تفسیر برهان ج 4/242،

   3- بحار الانوار ج 44، ص 289 و 291.

   4- مجموعه آثار مطهری، ج 17، ص 45.

   5- همان، ص 50 تا 62.

   6- همان، ص 656 و 657.

   7- همان، ص 42.

در فرهنگ اسلامی، فراغت به معنای بی کاری، بطالت و تنبلی وجود ندارد. انسان مسلمان نمی تواند وقت را به بیهودگی بگذراند. خداوند کریم به حضرت محمد صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید:

 

«اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً، فاذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ وَ اِلی رَبِّکَ فَارْغَبْ»؛ همانا همراه سختی ها، آسانی و آسودگی است؛ پس هرگاه فراغت پیدا کردی، خود را به کار دیگری مشغول کن و تن پروری و تنبلی پیشه مکن و به سوی خدا و رضایت او رغبت کن. 


سوره الشرح/ آیه 7


  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۹ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۲۸
  • ۱۵۵ نمایش

گریه رهبری در فنوت

اگر ما بخواهیم امام زمان (عج) می آید.


رهبر معظم انقلاب پس از مراسم روضه شهادت امام صادق(علیه‌السلام) در روز ۹ مرداد 1395 در سخنانی فرمودند:

«با دعا و با توسل و با اخلاص و با درست کردن جامعه می‌شود تقدیر الهی را عوض کرد. یعنی الان هم ما اگر آدم بشـویم و آدموار عمل بکنیم، اگــر تقدیر الهی بــرای ظهور حضرت (عجل‌الله تعالی فرجه‌الشریف)، مثلا فرض کنید هزار ســال دیگر باشد ممکن است تبدیل بشود به زمانی بســیار نزدیکتر. یعنی اگر مــا خوب عمل بکنیم، این،تقدیرات_الهی را عوض میکند، اگر بد عمل کنیم همان«اشــتّدغضبا...» میشود، یعنی کار عقب میافتد...»


پس از این بیانات یکی از حضار گفت: "انشاءا...پشت سر حضرت آقا در مسجدالحرام نماز بخوانیم" که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «چرا نگفتی مسجدالاقصی؟»

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۸ مرداد ۹۵ ، ۰۶:۴۳
  • ۱۸۰ نمایش

تشبیه زنان به مزرعه و کشتزار

همسر داری اسلامی

نِساؤُکمْ حَرْثٌ لَکمْ فَأْتُوا حَرْثَکمْ أَنَّی شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ


زنان شما کشتزار شمایند، هرجا وهرگاه که بخواهید، به کشتزار خود درآیید (وبا آنان آمیزش نمائید) و (در انجام کار نیک) برای خود، پیش بگیرید واز خدا پروا کنید وبدانید که او را ملاقات خواهید کرد، وبه مؤمنان بشارت ده.


پیام ها


1- همسر مناسب همچون مزرعه ی مناسب است و سلامت بذر، شرط تولید بهتر است.

2- بذر و زمین، هر دو در تولید نقش مهمّی دارند. زن و مرد نیز در بقای نسل آینده نقش اساسی دارند.

3- در کنار ممنوعیت های موسمی، بهره گیری های دراز مدّت است. 

4- در آمیزش، مرد باید به سراغ زن برود.

5- غرائز نیز باید جهت خدایی بگیرند. اگر هدف از آمیزش، فرزندانی پاک و ذخیره قیامت باشد، آن نیز رنگ الهی می گیرد. 

در صحیح بخاری آمده است: اولیای خدا در آمیزش قصد می کنند که صاحب فرزندانی جهادگر شوند.

6- اگر نسل پاک تحویل دهید، خودتان بهره مند خواهید شد. 

7- زن، نه کالاست و نه منشأ تاریکی، بلکه او بنیان گذار آبادی ها و سرمایه گذار تاریخ و فرستنده هدایای اخروی است. 

8- در مسائل جنسی، تقوا را مراعات کنید. 

9- خواسته های نفسانی باید با تقوا کنترل شود. 

10- ایمان به آخرت، بهترین وسیله ی رسیدن به تقوا می باشد. 


تفسیر نور؛ ج 1؛ ص349

سوره بقره، آیه 223

شب قدر سخن رهبری


اعمال شب‌ قدر بر دو نوع است:
اعمالی که در شب انجام می‌ شود و به اعمال مشترک معروف است و اعمالی که مخصوص هر یک از شب‌های مبارک نوزدهم، بیست و یکم و بیست ‌و سوم است، در بین این سه شب امکان دارد یکی از آنها قدر باشد.

اعمال مشترک:

۱) غسل کردن که بهتر است مقارن غروب آفتاب غسل کرده و نماز عشا با غسل خوانده شود.
۲) خواندن ۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ی توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ.
۳) قرآن مجید را باز کرده و در مقابل خود گذاشته و دعای زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید.

1


۴) مصحف شریف (قرآن کریم) را بر سر گرفته و مناجات زیر را بخوانید و بعد از آن حاجت خود را از خدا بخواهید:

2


۵) زیارت بارگاه امام‌حسین(ع) و خواندن زیارت آن حضرت:

3

۶) احیا داشتن (بیدار ماندن و عبادت کردن) در این شب‌ها. در روایات بسیاری از پیامبر(ص) و معصومین(ع) نقل شده است هر کس شب قدر را احیا کند، گناهان او آمرزیده شود.

۷) فضیلت و پاداش بسیار دارد که صد رکعت نماز خوانده شود و بهتر است که در هر رکعت بعد از سوره‌ی مبارک حمد، ده مرتبه سوره‌ی توحید خوانده شود.
۸) خواندن دعای زیر و طلب بخشش و رحمت از خدا برای گشایش امور مسلمین و خلق خدا:

4


در این شب‌های مبارک، اعمال زیر نیز سفارش شده است:


۱) خواندن ۲ رکعت نماز برای سلامتی امام زمان (عج) و تعجیل در ظهور آن حضرت
۲) خواندن ۲ رکعت نماز برای شادی روح همه‌ی درگذشتگان و اسیران خاک و ۲۵ بار گفتن ذکر "اللهم اغفرلی لجمیع المومنین و المومنات و المسلمین و المسلمات"
۳) خواندن ۲ رکعت نماز تقدیم به اهل بیت پیامبر(ص) و خواندن دعای توسل
۴) خواندن ۲ رکعت نماز حضرت زهرا(س): در رکعت اول بعد از حمد صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم بعد از حمد صد مرتبه سوره توحید
۵) خواندن سوره‌های مبارک دخان و قدر

اعمال شب نوزدهم:

۱) صد مرتبه گفته شود: "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه"
۲) صد مرتبه گفته شود: "اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ"
۳) خواندن دعاهای زیر:

5


6


اعمال شب بیست و یکم:

۱) خواندن دعای جوشن‌کبیر
۲) خواندن دعای زیر:

7


اعمال شب بیست و سوم:

۱) خواندن سوره‌های مبارک عنکبوت، روم و دخان
۲) هزار مرتبه خواندن سوره‌ی قدر
۳) خواندن دعاهای جوشن‌کبیر، مکارم‌الاخلاق و افتتاح
۴) خواندن دعای سلامتی امام زمان (عج)

"أَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنْ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فِی هذِهِ السَّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَة وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلِیلاً وَعَیْناً حَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فِیها طَوِیلاً َ"


۵) خواندن ۸ رکعت نماز و طلب استغفار و دعا برای خلق خدا

اُجرت معلم قرآن چقدر است؟


عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِی قُرَّةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) هَؤُلَاءِ یَقُولُونَ إِنَّ کَسْبَ الْمُعَلِّمِ سُحْتٌ فَقَالَ کَذَبُوا أَعْدَاءُ اللَّهِ إِنَّمَا أَرَادُوا أَنْ لَا یُعَلِّمُوا الْقُرْآنَ وَ لَوْ أَنَّ الْمُعَلِّمَ أَعْطَاهُ رَجُلٌ دِیَةَ وَلَدِهِ لَکَانَ لِلْمُعَلِّمِ مُبَاحاً.


فضل بن ابى قرّه می گوید به امام صادق علیه السلام گفتم: اینان مى ‏گویند درآمد معلّم، حرام است! حضرت فرمود: دشمنان خدا دروغ مى‏ گویند. آنان مى‏ خواهند که آموزگاران، قرآن را آموزش ندهند، و اگر شخصى [به اندازه‏] دیه فرزندش را نیز به معلّم بدهد، براى وى حلال است.


الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏5، ص: 121.

(به بهانه ۳ صفر سالروز ارتحال عارف واصل حضرت آیت الله شاه آبادی)

28

 داستانک:

یکی از بازاریان  که از شاگردان مرحوم شاه آبادی[استاد اخلاق و عرفان امام خمینی] بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

“چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند :آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم”

همین فرد می گوید:

بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم.

سه دستور ایشان چنین بود:

۱٫ مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید وحتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

۲٫ در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا” اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

 ۳٫ از نظر خمس ، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.  [آثار و برکات نماز اول وقت صفحه ۷۰]

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۹ آبان ۹۴ ، ۲۰:۱۵
  • ۱۵۸ نمایش

آیه طلبگی آیه 122 توبه  وَمَا کَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنفِرُوا کَافَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ


ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﺆ ﻣﻨﺎﻥ ﻫﻤﮕﻰ (ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﻣﻴﺪﺍﻥ ﺟﻬﺎﺩ)ﻛﻮﭺ ﻛﻨﻨﺪ، ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮔﺮﻭﻫﻰ، ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻛﻮﭺ ﻧﻤﻰﻛﻨﺪ (ﻭ ﻃﺎﻳﻔﻪ ﺍﻯ ﺑﻤﺎﻧﺪ) ﺗﺎ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ (ﻭ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﻭ ﺍﺣﻜﺎم ﺍﺳﻠﺎم) ﺁﮔﺎﻫﻰ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﻗﻮم ﺧﻮﺩ ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺬﺍﺭ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ ﺗﺎ (ﺍﺯ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ) ﺑﺘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﻯ ﻛﻨﻨﺪ.(122)
  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۸ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۳۸
  • ۱۴۳ نمایش

 آرام آرام !


امام صادق علیه السلام در روایت مفصلی که اختلاف درجات مردم را در شناخت های معنوی بیان نموده ، قضیه ای را شرح داده که خلاصه اش این است :

((مرد مسلمانی همسایه ای نصرانی داشت . با او از اسلام سخن گفت و مزایای این دین مقدس را برای او بیان نمود. مرد نصرانی دعوت او را اجابت کرد و اسلام را پذیرفت .

نیمه شب فرا رسید. مرد مسلمان در خانه تازه مسلمان را کوبید. صاحب خانه گفت : ((کیستی ؟)) گفت : ((من فلانی هستم .)) پرسید: ((کاری داری ؟)) پاسخ داد: ((برخیز وضو بگیرد، لباس در بر کن تا با هم برای نماز برویم !))

مرد تازه مسلمان وضو گرفت ، لباس پوشید با او به مسجد رفت . دو نفری نماز خواندند تا سپیده صبح دمید آنگاه نماز صبح خواندند، آنقدر ماندند تا هوا کاملا روشن شد. تازه مسلمان به پا خواست که به منزل برود. مرد مسلمان گفت : ((کجا می روی ؟ روز کوتاه است و فاصله تا ظهر کم !)) او را نشانید تا نماز ظهر را خواند.

باز گفت : ((فاصله تا نماز عصر کم است .)) او را نگاه داشت تا نماز عصر را هم در وقت فضیلت خواند.))

تازه مسلمان به پا خواست که به منزل برود. به او گفت : ((الان اواخر روز است ، او را نگاه داشت تا نماز مغرب را خواند.))

باز تازه مسلمان برخاست که به منزل برود، به وی گفت : ((فقط یک نماز باقی مانده و آن نماز عشا است !))

او را نگاه داشت تا وقت فضیلت نماز عشا رسید، نماز عشا را هم خواند و سپس از هم جدا شدند.

نیمه شب فرا رسید، مجددا مسلمان ، در خانه تازه مسلمان را کوبید.

صاحبخانه گفت : ((برخیز وضو بگیر، لباس بپوش ، با من برای نماز بیا!))

تازه مسلمان گفت : ((برو برای این دین کسی را پیدا کن که از من فارغ البال تر باشد، من کم بضاعتم و عائله دار!))

امام علیه السلام فرمود:

اءدخله فی شی ء اءخرجه منه ؛(1)

((این مرد مسلمان ، زحمت کشید و او را از نصرانیت و ضلالت به اسلام آورد و دوباره با اعمال نادرست خود، به نصرانیتش برگرداند.))


1- الکافی ، ج 2، ص 43.

 چهار سخن ازچهارصد پیامبر


عَن وَصایا لُقمانَ علیه السلام لاِبنِهِ : ... یا بُنَیَّ ، اِعلَم أنّی خَدَمتُ أربَعَمِئَةِ نَبِیٍّ ، وأخَذتُ مِن کَلامِهِم أربَعَ کَلِماتٍ ، وهِیَ : إذا کُنتَ فِی الصَّلاةِ فَاحفَظ قَلبَکَ ، وإذا کُنتَ عَلَی المائِدَةِ فَاحفَظ حَلقَکَ ، وإذا کُنتَ فی بَیتِ الغَیرِ فَاحفَظ عَینَکَ ، وإذا کُنتَ بَینَ الخَلقِ فَاحفَظ لِسانَکَ . 

المواعظ العددیة ـ از جمله سفارش های لقمان علیه السلام به پسرش ـ : پسرم! بدان که به چهارصد پیغمبر ، خدمت کرده ام و از میان سخنان آنان ، چهار سخن را دریافته ام ، که چنین اند : هر گاه در نماز بودی ، دلت را حفظ کن ، و هر گاه سر سفره بودی ، گلویت را نگه دار، و هر گاه در خانه دیگری بودی ، چشمت را نگه دار، و هر گاه در میان مردم بودی ، زبانت را نگه دار.

منبع: المواعظ العددیة


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۱
  • ۱۵۰ نمایش

 صحبت کردن قبر با انسان


اَلْقَبْرُ یُنادِی کُلُّ یَوْمٍ بِخَمْسَ کَلَماتٌ

قبر در هر روز پنج کلمه را فریاد میزند

1- اَنا بَیْتُ الْوَحْدَه فَاحْمِلوا اِلیَّ اَنیساً

من خانه تنهاییم پس با خود انیس و مونسی به سوی من آورید.( تلاوت قرآن)

2- اَنا بَیْتُ الْظُّلْمَه فَاحْمِلوا اِلیَّ سِراجاً

من خانه تاریکی هستم پس با خودتان چراغی به سوی من آورید.(نافله شب)

3- اَنا بَیْتُ التُرابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ فِراشاً


من خانه خاکیی هستم پس با خودتان فرشی به سوی من بیاورید.(عمل صالح)

4-اَنا بَیْتُ الْعِقابْ فَاحْمِلوا اِلیَّ تَرْیاقاً

من خانه گزندگان هستم پس با خودتان پادزهری به سوی من بیاورید( لااله الا الله و محمد رسول الله و علی ولی الله)

5- اَنا بَیْتُ الْفَقْرْ فَاحْمِلوا اِلیَّ کَنْزاً


من خانه فقر هستم پس با خودتان گنجی به سوی من بیاورید(صدقه)



  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۳ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۳۶
  • ۴۹۷ نمایش

مجالس مناجات و ادعیه و زیارات


یکی از باحلاوت ترین بخشهای مداحی خواندن مناجات و ادعیه و زیارات است که معمولا به دو روش برگزار می گردد.


روشهای خواندن ادعیه و زیارات


الف)سنتی 

ب)نو


الف)سنتی

در این روش زمان محدودی برای برنامه در نظر گرفته می شود ،

از جهت سبکی یک نظام کلی منسجمی وجود دارد

و تفسیر عبارات دعا و زیارت و روضه خوانی ، در بخشهای مشخصی صورت می گیرد.

معمولاً این روش در محافلی کاربرد دارد که مداح مستمع ثابت و اهل فن ندارد.


ب)نو :


در این روش زمان برنامه نامحدود است ،

از جهت سبکی یک نظام کلی منسجمی وجود ندارد و گریزهای سبکی مختلفی به

تناسب مجلس صورت می گیرد

و عبارات دعا و زیارت ، در هر بخش ممکن است تفسیر شود.

معمولاً این روش درمحافلی کاربرد دارد که مداح مستمع ثابت و اهل فن دارد.


شروع از روش سنتی

توصیه می کنیم ذاکرین اهل بیت (ع) ابتدا به فراگیری روش سنتی خواندن ادعیه

 و زیارات بپردازند ؛ چراکه اکثر محافل شرایط محافل سنتی را دارند و علاوه

بر این خواندن ادعیه و زیارات به روش نو نیاز به تجربه ، علم و تبحری است

که کسب آن گذشت زمان را می طلبد.


توجه به الگو

برای فراگیری روش خواندن ادعیه و زیارات ، الگویی سنتی از خواندن اساتیدی چون: حاج ماشاء الله عابدی ، حاج مرتضی طاهری ، حاج مهدی سماواتی و...


انتخاب کنید و با رعایت الگوی تمرین ، سبک و تلفظ صحیح ادعیه و زیارات را 

به خاطر بسپارید.


تفسیر

برای تفسیر و توضیح ادعیه و زیارات حین خواندن ، ابتدا از جملات و تفسیر و

توضیح اساتید که در الگوها بیان کرده­اند استفاده کنید، سپس به سراغ کتب 

تفسیری ادعیه و زیارت رفته و مطالب مناسب را در الگوهای سبکی فرا گرفته از 

اساتید ـ قرار دهید تا به مرور زمان خودتان صاحب سبک و روش تفسیری ادعیه و 

زیارات شوید.


برای فراگیری خواندن ادعیه و زیارات به روش نو ، حتماً پس از تبحر در روش 

سنتی اقدام کنید و الا دچار عدم انسجام سبکی خواهید شد. پس از یادگیری کامل

روش سنتی به عنوان الگو از روش خواندن ادعیه و زیارات اساتیدی چون حاج 

منصور ارضی، حاج سعید حدادیان ، حاج محمد طاهری و حاج محمود کریمی استفاده 

نمایید.


 

چهارچوب کلیمحافل مناجات و ادعیه و زیارات


ذکر صلوات و دعای فرج

توسل به امام زمان(عج)

متن دعا و مناجات

ذکر مصیبت

دعا و مناجات پایان مجلس


ذکر صلوات و دعای فرج

مجالس دعا و مناجات ، با ذکر سه صلوات که پس از هر صلوات ، مستمع آن را 

تکرار می نماید، آغاز می گردد. و پس از آن دعای فرج قرائت می شود.


توسل به امام زمان(عج)

توسل به امام زمان(عج) با خواندن اشعار مرتبط ، در محافل دعا و مناجات 

معمول است ، در این بخش همواره به مستمع ذکر یابن الحسن دم داده می شود و 

در پایان هم به ذکر مصیبت مرتبط با مناسبت اشاره ای می شود

 

متن دعا و مناجات

پس از توسل ، با اشاره و یاد از شهدا ، امام شهیدان و گذشتگان متن دعا و 

یا زیارت آغاز می شود. در خواندن این بخش به نکاتی باید توجه داشت:

تسلط بر متن دعا و زیارتو صحیح خواندن دعا

متن دعا و زیارت ، بایستی آنقدر برای مداح تکرار شده باشد که خواننده از جهت لفظی و معنایی دچار اشکال نشود.


تلفظ و اعراب صحیح هنگام خواندن ادعیه و زیارات بسیار مهم است ؛ چه بسا با تغییر یک اعراب یا یک تلفظ معنای دعا تغییر یابد.


دریافت معنای صحیح وترجمه ساده

مداح باید به معنی صحیح کلمات دعا واقف باشد چه از جهت ترجمه و چه از جهت تفسیر و شرح و توضیح.


باید عبارتهایی که برای مستمع قابل درک نیست با بیانی ساده شرح و تفسیر شود.


لحن ملایم و مناجاتی

از جهت صوتی و سبکی بهتر است که ادعیه و زیارات را با لحنی ملایم و عاطفی

خوانده و از فریاد زدن و بلند خواندن پرهیز شود، چرا که در دعا و مناجات، 

تضرع و خشوع شرط است، البته تناسب سبک و محتوا باید رعایت شود و اگر واقعا 

فرازی دارای محتوایی حماسی است با لحن حماسی بیان شود.


عدم خواندن شعر و روضه طولانی در میان دعا

به طور کلی فاصله انداختن طولانی بین اجزای دعا مناسب به نظر نمی رسد و 

اصالت آن را از بین می برد به همین جهت حتی المقدور خواندن شعر و روضه و 

مخصوصا سینه زنی را به ابتدا و انتهای ادعیه و زیارات منحصر کنید.


عدم افزودن عبارت به ادعیه و زیارات

از اضافه کردن عبارت به ادعیه و زیارات به قصد ورود جدا بپرهیزید، زیرا که

از جهت شرعی دارای اشکال است، اما به قصد رجا اگر بعضی از عبارات دعا و 

زیارت تکرار شود ، اشکال ندارد. البته بعضی از اضافاتی که توسط افراد ـ اگر

چه به قصد رجاء ـ به ادعیه و زیارات صورت می­گیرد، حالت نامأنوس و نامناسب

دارد ، از آنها نیز باید پرهیز کرد. روایاتی وجود دارد که حتی سفارش شده 

است کلمه­ای و یا ضمیری به ادعیه و زیارات اضافه نشود.


خواندن دعا در حد پذیرش مستمع

اگرچه بهتر است دعا کامل خوانده شود اما لازم نیست که حتما یک دعا و یا 

زیارت در هر شرایط و حتی زمانی که مستمع پذیرش ندارد به طور کامل خوانده

شود بلکه بهتر است به مقتضای حال و به حدی که مستمع آمادگی دارد فرازهایی 

از دعا را بخوانید سپس مجلس را به اتمام برسانید.



ذکر مصیبت

خوب است در اواخر دعا ـ با توجه به عبارتی مرتبط از دعا و یا زیارت ـ یک گریزی به روضه صورت بگیرد ؛ البته در صورتیکه قرار است روضه کامل و طولانی 

بخوانید و یا برنامه سینه زنی داشته باشید حتما پس از اتمام دعا این کار را

انجام دهید.


دعا و مناجات پایان مجلس

در بعضی از محافل که روضه بین دعا خوانده می شود ؛ دیگر پس از پایان دعا و

زیارت ، دعای دیگری صورت نمی گیرد . اما در محافلی که برنامه روضه و سینه 

زنی پس از دعا برگزار می گردد به روش مذکور در بخش محافل روضه ، دعا و 

مناجات پایانی برگزار می گردد.


منبع  : سایت آموزش مداحی یاس کبود


................................. 


تکرار بعضی از کلمات ادعیه توسط مداح ها:


نظر نویسنده نشریه دلیل کاروان بعثه مقام معظم رهبری در حج  درباره تکرار عبارات دعا


کتاب حج 25 در مورد تکرار برخی عبارات از خود نشان 

می دهند . ایشان در این ارتباط می نویسد : « اما نکته ای که رعایت نشد این 

که بسیاری از دعاخوان ها دخل و تصرف هایی

در خواندن دعاها می کنند . 

مثلاً بر خلاف مأثور ، برخی جملات را سه بار می خوانند و به قدری این موضوع

رواج یافته که مردم دعاخوان معمولاً می دانند کدام جمله را باید سه بار 

بلند خواند . مثلاً در دعای کمیل جمله های « یا نور یا قدوس » ، « ظلمت نفسی » ، « یا رب ارحم ضعف بدنی » و « یا من اسمه دواء وذکره شفاء » را بیش از یک بار می خوانند . چون این ادعیه مأثورند باید همان گونه که از ائمه ( علیهم السلام ) 

رسیده اند ، خوانده شوند . اگر لازم بود جملاتی از دعا تکرار شود خود 

معصوم می فرمود . مانند « یا رب » که در سه جای دعای کمیل سه بار وارد شده 

است . . . »


ایشان سپس به نقل از مرحوم حاج شیخ عباس قمی و مرحوم 

آیة الله سید رضا صدر در ردّ و نکوهش دخل و تصرف در احادیث و زیارات و 

ادعیه شواهدی می آورد . ( 1 )


شکی نیست این دخل و تصرف ها همان گونه که حاج شیخ عباس 

قمی « اضافات » به زیارت عاشورا و یا دعای مجیر و یا « قلب » واژه ها و نیز

« جعل » عبارات و زیارات را مردود و بدعت می داند ؛ و یا آنچه آیة الله 

صدر به نقل از امام صادق ( علیه السلام ) در نهی از « جابه جایی » یا « اضافه کردن » بر کلام معصوم آورده است ، خلاف است و غیر قابل قبول .


اما در قرائت دعای کمیل هیچ یک از اینها نیست . یعنی نه

« اضافات » است و نه « قلب واژه ها » ، « جعل عبارات » و « جابجایی » کلام

معصوم ؛ بلکه « تکرار » است آن هم به قصد توجه و تنبه بیشتر ، و نه به نیت

« جزئیت » دعا که همان « اضافه کردن بر کلام معصوم » است .


« تکرار » بخش هایی از کلام خدا در نماز اشکال ندارد تا چه رسد « تکرار »


ــــــــــــــــــــــــــــــــــ


1 . کتاب حج 25 ، ص 66 تا 73 .



117


فرازهایی از یک دعا . امام خمینی ( قدس سره ) 

در مسأله 1136 رساله خود می فرمایند : « اگر چیزی از حمد و سوره و ذکرهای 

نماز را عمداً یا احتیاطاً چند مرتبه بگوید ، اشکال ندارد . » آیات عظام

خویی

و سیستانی هم در این مسأله تنها قید « بدون قصد جزئیت » را اضافه کرده اند

و بدیهی است هیچ دعای کمیل خوانی و هیچ همراه کننده او « قصد جزئیت » به 

دعا را نداشته اند وگرنه می بایست دعاهای کمیلی را چاپ می کردند که دارای 

سه عبارت « یا نور یا قدوس » و « ظلمت نفسی » و . . . بود !


حضرت آیة الله زنجانی هم در این باره چنین نظر داده اند

: « بدون قصد وجوب یا استحباب ، ذکر خاص چند مرتبه بگوید اشکال ندارد ؛ 

ولی اگر از روی وسواس چند مرتبه بگوید کار حرامی انجام داده است . » 

طبیعتاً ت

کرار عبارات دعای کمیل و توسل و . . . از روی وسواس هم نیست .

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۷
  • ۳۷۶ نمایش

 احترام به سادات

سادات

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَن رأی اولادی ولم یَقمُ بین یَدَیه فقد جَفانی و من جفانی فَهُوَ مُنافق؛

 هر کس یکی از اولاد مرا ببیند و به احترام او از جای برنخیزد، هر آینه به من جفا کرده است و هر که به من جفا کند، منافق است

و در کلام دیگری فرمود: من رأیَ اولادی و لایَقوم قیاماً تاماً إبتلاهُ الله تعالی ببلاءٍ لا دواءَ لَه؛

 هر که اولاد مرا ببیند و تمام قامت به پیش پایش برنخیزد، خداوند او را به درد بی درمانی گرفتار سازد

***

منبع 2 روایت:کتاب فضائل السادات،تالیف:علامه سید محمد اشرف؛فرزند آیه الله محقق داماد؛صفحه 41

******

داستانک 1:

از آیت الله سیبویه سؤال کردند به چه علت با کهولت سن ، چشم و گوش شما ضعیف نشده است؟

 ایشان در جواب گفتند : در اعوان جوانی حدیثی در خصوص اکرام و احترام به سادات و ذراری حضرت فاطمه ( س ) خواندم که در آن حدیث از قول رسول اکرم ( ص ) آمده بود که هر کس فرزندی از فرزندان مرا دید تمام قد پیش روی او بایستد و صلوات بفرستد ، من هم از آن زمان تا به حال با دیدن یکی از ذراری آن حضرت و سادات تمام قامت در پیش روی او می ایستم و صلوات می فرستم . به این علت است که به ضعف چشم و گوش دچار نگشته ام .

*****

 

داستانک 2:

در احوالات مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا تهرا نی آمده است:

همسر ایشان از سادات علویه بود علاوه بر احترام زیادی که آقا برای ایشان قائل بودند، هر وقت که در خانه فرصت یاری می‌نمود، یار و کمک کار ایشان بودند؛ اساساً ایشان به کسی زحمت نمی‌داد مخصوصا امور شخصی خویش را تا آنجایی که می‌توانستند و قدرت و توان داشتند خودشان انجام می‌دادند، تا آنجا که از همسر خود نمی‌خواستند که مثلا لباس‌هایشان را بشویند، بلکه این همسرشان بودند که با توجه به اخلاق مرحوم آقا از ایشان می‌خواستند که لباس‌هایشان را برای شستن در اختیار ایشان بگذارندو باز هم به سادگی حاضر نمی شدند گاه نیز دیده می شد که جارو به دست گرفته و حیاط منزل را جارو می زنند و این در حالی بود که حتی راه رفتن با عصا برایشان مشکل بود

و نیز نقل شده ایشان هیچگاه در طول عمرشان، پایشان را در هنگام خوابیدن به طرف همسر سیده شان دراز نکرده بودند؛ البته ایشان آنقدر کمال اخلاق و ادب و لطافت روحی داشتند و مؤدب بودند که پایشان را جلوی کسی ولو از اهل خانه، دراز نمی کردند.



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ تیر ۹۴ ، ۰۱:۵۰
  • ۱۷۱ نمایش

 بی حجابان عاشق حسین ؛ نخوانند


عصر عاشورا بود

حجاب از سر زنان و دختران حسینی ربوده شد

هنگامی که فاطمه صغری (که احتمالا همان رقیه است) بعد از شهادت پدر و سیلی خوردن از دست شمر و اصابت کعب نی به بازو  و پاره شدن گوش ؛ عمه اش زینب را می بیند ؛ از هیچکدام از اینها شکایت نمی کند.

شکایت فاطمه صغری به عمه اش این است که می گوید  :

" یا عمتاه هل من خرقة أستر بها رأسی عن أعین النظار "

ای عمه جان آیا پارچه ای هست که سر خود را از نامحرمان بپوشانم

*****

 [منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 61 ؛ بقیة الباب 37 سائر ما جری علیه بعد بیعة الناس لیزید بن معاویة إلی شهادته صلوات الله علیه‌]

 و حضرت زینب سلام الله علیها در اولین جمله خطبه ی آتشین خود به یزید می فرماید:

أَ مِنَ الْعَدْلِ یَا ابْنَ الطُّلَقَاءِ- تَخْدِیرُکَ حَرَائِرَکَ وَ إِمَاءَکَ- وَ سَوْقُکَ بَنَاتِ رَسُولِ اللَّهِ سَبَایَا- قَدْ هَتَکْتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبْدَیْتَ وُجُوهَهُنَّ...

ای پسر آزادشدگان! آیا از عدالت تو است که زنان و کنیزان خود را پشت پرده جای دهی و دختران پیامبر اسلام را به اسیری ببری و سوق دهی؟ تو چادرهای ایشان را برداشتی، صورتهای آنان را باز نمودی‌

[منبع :بحارالانوار؛جلد 45؛صفحه 134  ؛ باب 39 الوقائع المتأخرة عن قتله صلوات الله علیه إلی رجوع أهل البیت ع إلی المدینة ...]

برادرم ! باور کن حتی یزید به حجاب زنانش حساس بود ...



  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۲۵ تیر ۹۴ ، ۰۱:۴۳
  • ۹۶ نمایش

 مردگان از چه چیزی افسوس می خوردند؟


یکی از نامهای قیامت "یوم الحسرت" است  حال ما می دانیم مردگان از چه چیز حسرت می خورند ؟

وَ قَالَ ص مَا مِنْ لَیْلَةٍ إِلَّا وَ مَلَکُ الْمَوْتِ یُنَادِی یَا أَهْلَ الْقُبُورِ لِمَنْ تَغْبِطُونَ الْیَوْمَ وَ قَدْ عَایَنْتُمْ هَوْلَ الْمُطَّلِعِ فَیَقُولُ الْمَوْتَی إِنَّمَا نَغْبِطُ المؤمنون [الْمُؤْمِنِینَ فِی مَسَاجِدِهِمْ لِأَنَّهُمْ یُصَلُّونَ وَ لَا نُصَلِّی وَ یُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَ لَا نُزَکِّی وَ یَصُومُونَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ لَا نَصُومُ وَ یَتَصَدَّقُونَ بِمَا فَضَلَ عَنْ عِیَالِهِمْ وَ نَحْنُ لَا نَتَصَدَّ     [ إرشاد القلوب إلی الصواب، ج‌1، ص: 53]

رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: هیچ شب و روزی نیست مگر اینکه ملک الموت ندا سر می دهد و می گوید:ای اهل قبور ، امروز غبطه و حسرت چه کسانی را می خورید ، در حالیکه مرگ را معاینه کردید و از اسرار با خبر شدید.

در جواب ، مردگان می گویند:

ما غبطه ی مؤمنین را می خوریم که در مساجد هستند ،

زیرا آنان نماز می خوانند و ما نمی خوانیم

و آنها زکات می دهند و ما نمی دهیم ،

و آنها روزه می گیرند و ما نمی گیریم ،

و صدقه می دهند و ما نمی دهیم

و آنها ذکر خدا را می گویند و ما نمی گوئیم

پس واحسرتا بر آنچه از دست داده ایم در عالم دنیا.


ره توشه ماه مبارک رمضان

ویژه برادران :

فایل pdf


فایل اندروید


ره توشه راهیان نور ماه مبارک رمضان ویژه خواهران

ویژه خواهران:

فایل pdf

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۳۰ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۱۶
  • ۱۶۹ نمایش

جمعه ها دیر زمانیست که بهتر شده اند


ندبه ها با نفس اشک زمین تَر شده اند

مثل گل ثانیه ها نبض معطر شده اند


افق امروز پُر از مستی باران زده است


جمعه ها دیر زمانیست که بهتر شده اند


اتفاق است و یا حادثه من بی خبرم


حس این حادثه ها قند مکرر شده اند


شنبه ها.... جمعه و یا هرچه که تو می خواهی


جان به لب آمده هم بال کبوتر شده اند


در دل منتظران شوق و سروریست عجیب


آسمانها و زمین حالت دیگر شده اند


رقص مهتاب گواه است یقین می آیی


عرشیان در دل مهتاب شناور شده اند


نیمه ی کامل شعبان شده و وعده ی دوست


شاهدان منتظر زمزم کوثر شده اند


آسمانها و زمین پلک زدند انگاری


لحظه ها ی فرج عشق مُیَسر شده اند

......................................................................


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۱۳ خرداد ۹۴ ، ۱۵:۲۴
  • ۱۲۸ نمایش

 رضایت مادر

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بر بالین جوانی که در حال مرگ بود ، حاضر شد و فرمود : ای جوان کلمه توحید (لا اله الا الله ) بر زبان بیاور . جوان زبانش بند آمده بود و قادر بود ادای توحید نبود .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خطاب به حاضرین فرمود : آیا مادر این جوان در اینجا حاضر است ؟

زنی که در بالای سر جوان ایستاده بود گفت : آری ، من مادر او هستم .

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : آیا تو از فرزندت راضی و خشنود هستی ؟ گفت : نه ، من مدت شش سال است که با او حرف نزده ام .

فرمود : ای زن او را حلال کن و از او راضی باش ! گفت برای رضایت خاطر شما او را حلال کردم ، خداوند از او راضی باشد .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رو به آن جوان نمود و کلمه توحید را به او تلقین نمود . جوان بعد از رضایت مادر زبانش باز شد و به یگانگی خدا اقرار کرد .

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود : ای جوان چه می بینی ؟ گفت : مردی بسیار زشت و بدبو را مشاهده می کنم و اکنون گلوی مرا گرفته است . پیامبر دعائی به این مضمون به جوان یاد داد و فرمود : بخوان : (ای خدایی که عمل اندک را می پذیری و از گناه و خطای بزرگ درمی گذری از من نیز عمل اندک را بپذیر و از گناه بسیار من درگذر ، چرا که تو بخشنده و مهربانی ) .

جوان دعا را آموخت و خواند؛ سپس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید : اکنون چه می بینی ؟ گفت : اکنون مردی (ملکی ) را می بینم که صورتی سفید و زیبا و پیکری خوشبو و لباسی زیبا بر تن دارد و با من خوش رفتاری می کند (بعد از دنیا رحلت کرد) . 


.................................................... 


داستان دوم احترام به والدین


  همنشین حضرت موسی علیه السلام

روزی حضرت موسی علیه السلام در ضمن مناجات به پروردگار عرض کرد : خدایا می خواهم همنشینی را که در بهشت دارم ببینم که چگونه شخصی است !

جبرئیل بر او نازل شد و گفت : یا موسی علیه السلام قصابی که در فلان محل است همنشین تو است . حضرت موسی به درب دکان قصاب آمده ، دید جوانی شبیه شبگردان مشغول فروختن گوشت است .

شب که شد جوان مقداری گوشت برداشت و به سوی منزل روان گردید .

موسی علیه السلام از پی او تا درب منزلش آمد و به او گفت : مهمان نمی خواهی ؟

گفت : بفرمائید ، موسی علیه السلام را به درون خانه برد . حضرت دید جوان غذائی تهیه نمود ، آنگاه زنبیلی از طبقه فوقانی به زیر آورد ، پیرزنی کهنسال را از درون زنبیل بیرون آورد و او را شستشو داد ، غذا را با دست خویش به او خورانید .

موقعی که خواست زنبیل را به جای اول بیاویزد پیرزن کلماتی که مفهوم نمی شد حرکت نمود؛ بعد جوان برای حضرت موسی علیه السلام غذا آورد و خوردند .

موسی علیه السلام سوال کرد حکایت تو با این پیرزن چگونه است ؟ عرض کرد : این پیرزن مادر من است ، چون وضع مادی ام خوب نیست که کنیزی برایش بخرم خودم او را خدمت می کنم .

پرسید : آن کلماتی که به زبان جاری کرد چه بود ؟ گفت : هر وقت او را شستشو می دهم و غذا به او می خورانم می گوید : خدا ترا ببخشد و همنشین و هم درجه حضرت موسی در بهشت کند موسی علیه السلام فرمود : ای جوان بشارت می دهم به تو که خداوند دعای او را درباره ات مستجاب گردانیده است ، جبرئیل به من خبر داد که در بهشت تو همنشین من هستی . )

............................................... 


  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۰۷ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۱۷
  • ۷۴ نمایش